سلام

درویشی درويشي سلسله نعمت‌اللهی نعمت‌الهیه نعمه‌الهی نعمه‌اللهیه نعمت اللهی نعمه الهی نعمت اللهي نعمت‌اللهي نعمه‌اللهي نعمت الهیه نعمه اللهیه سلطانعلیشاهی سلطانعليشاهي سلطان علیشاهی سلطان عليشاهي سلطان‌علیشاهی سلطان‌عليشاهي گنابادی گنابادي گنابادیه گناباديه عرفان تصوف صوفی صوفي صوفیه صوفيه عرفا صوفیان صوفيان درویش قطب اقطاب مزار سلطاني سلطانی mysticism sufism shiism sufism shiah sufism islamic sufism nimatullahi order gunabadi

پنجشنبه

معرفی منابع : تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده تالیف جناب سلطانعلیشاه - ۴

موقعی که این تفسیر منتشر شد و صیت فضل مولف آن بیش از پیش زبانزد دانشمندان و بزرگان گردید ، بسیاری از حسد ورزان و مغرضان که او را ملاقات ننموده و به مقامات علمی او پی نبرده بودند اتهاماتی وارد ساخته و بدان وسیله خواستند خللی در مراتب علمی نویسنده وارد آورند ، بلکه بعضی که حسادت و دشمنی آنها زیادتر بود و نتوانستند مقام علمی ایشان را ببینند ، خواستند سرقت علمی و ادبی بدو نسبت دهند و به خیال خود توهین کنند و حتی بر علما هم مشتبه کردند ؛ چنانکه بر مرحوم حاج شیخ محمد باقر گازاری که از علمای بیرجند و از اخباریین بوده ، امر مشتبه شده و کتابی نوشته به نام « اکفاء المکائد و اصلاح المفاسد » که صوفیه و شیخیه و بابیه را رد نموده و این کتاب به چاپ رسیده است . در آن کتاب در صفحه ۵۹ با وضع توهین آمیزی که نسبت به هیچ کس از بزرگان مذاهب مختلفه روا نیست می نویسد : « پس ببین چقدر از کتاب و سنت بی خبر است و از اینجا می توان تصدیق کرد آنچه را که بعض ثقات ذکر کرده اند که تفسیر از خود این صوفی نیست ، بلکه آن را به خط قدیمی دیده و آن را صوفی دیگر مبدعی نوشته ، و این فقیر دست از معارف و علوم تهی ، به اسمش رواج داده و مضامین آن را نفهمیده » بلکه نویسنده این کتاب در نام تفسیر تحریف کرده و « بیان الشقاوه » نامیده ! و تدبر نکرده که این کلام در حقیقت کفر است ؛ زیرا بیان قرآن را به این نام ذکر کرده و اگر کسی از روی تعمق و فهمیده اینطور سخن بگوید ، علما حکم به کفر او می کنند ، ولی البته گوینده در اینجا بدون تدبر و فکر این نام را بر قلم جاری کرده است .
گرچه بعدا نیز نویسنده در اثنای مسافرت ، با فرزند آنجناب مرحوم حاج ملاعلی نورعلیشاه در گناباد و با جناب آقای شیخ محمد حسن صالحعلیشاه ملاقات نموده و چند روزی از نزدیک به احوال ایشان آشنایی پیدا کرده ، در منبر از نوشته های خود اظهار پشیمانی نمود ولی متاسفانه آن کتاب در آن موقع به چاپ رسیده بود ، و چون این کتاب را دشمنان صوفیه در گناباد دیدند به واسطه اینکه از نزدیک به حالات آنجناب آشنایی داشتند ، گفتند : « این شخص ، هم خود را رسوا نمود و هم ما را ، زیرا ما خودمان دیدیم که حاج ملا سلطان جزوات این تفسیر را می نوشت . »



بعض دیگر گفتند که نویسنده موقعی که در اصفهان بوده در یکی از کتابخانه های آنجا نسخه قدیمی پیدا کرده و اول و آخر آن را حذف و به نام خود نموده است ، و موقعی که نگارنده در اصفهان مشغول تحصیل بودم بعضی از طلاب مغرض هم برای اظهار دشمنی این تهمت را انتشار می دادند ، ولی باید گفت : اگر چنین تفسیری در اصفهان بوده چرا در کتب تواریخ و تراجم احوال از آن نامی برده نشده ؟ و چگونه ممکن است دیگران از آن بی اطلاع باشند و یک نفر طلبه غریب آن را پیدا کند ؟! به اضافه آن مرحوم برای تحصیل اصلا به اصفهان نرفته بلکه تحصیلاتش در مشهد و سبزوار و نجف بوده و در اصفهان با کتابخانه ها سر و کار نداشته ؛ زیرا سفری که به اصفهان نمود در تحقیق مذهب و برای ملاقات مرحوم حاج آقا محمد کاظم اصفهانی ملقب به سعادتعلیشاه ، معروف به طاوس العرفا بوده و در دوره توقف خود مجال مطالعه کتب نداشته است ، و شخص با انصاف که از علوم فلسفی و عرفانی و اخبار آگاه باشد و با نظر دقت این کتاب را مطالعه کند پی می برد که آنچه در این باب گفته شده ، افترای محض است .
بعضی از فضلا و اساتید تهران که از ذکر نام ایشان خودداری می شود به طریق تمجید ولی با نظر معنوی قدح به نگارنده گفتند که بسیار خوب تفسیری است چون تمام آن از گفته های حاج ملاهادی و کتب او گرفته شده است ؛ ولی این نیز خلاف حقیقت است ، چه بسیاری از مطالب آن اصلا در هیچ کتابی نوشته نشده و در کتب حاجی هم این قبیل بیان دیده نشده است .
البته اساس این تفسیر ، اخبار ائمه اطهار (ع) و عرفان است لیکن اصطلاحات و مطالب فلسفه و حکمت نیز زیاد دارد که از روش ملاصدرا و حاج ملاهادی پیروی نموده ، ولی بسیاری از تحقیقات و بیشتر تاویلات و بیانات مشکله که در این تفسیر ذکر شده از فکر صائب صاحب آن سرچشمه گرفته ، چنانکه در اول کتاب اشاره نموده که : « بعض اوقات از اشارات کتاب و تلویحات اخبار لطایفی برای من ظاهر می شد که نه در کتابی دیده و نه از کسی شنیده بودم و تصمیم گرفتم که آن لطایف را در صفحات جمع نموده و مانند تفسیر قرار دهم . »‌ (۱) و این کلام اگر از نظر قدح و اعتراض باشد بعینه مثل این است که ما بر حاج ملاهادی ایراد گرفته بگوییم : فلسفه او تماما از روی فلسفه ملاصدرا است ؛ یا آنکه بگوییم : مرحوم شیخ مرتضی انصاری همه مطالب « فرائد الاصول » را از کتاب « فصول و قوانین » و سایر کتب اصولی سابق گرفته ؛ بلکه تمام کتب ، این زمان ها ولو کتب مصنفه باشد ( تا چه رسد به مولفه ) اساس آن بر اخذ از کتب و کلمات بزرگان سلف می باشد ، ویژه کتب دینی که اقتباس از آیات و اخبار است و این ایراد ، کم فکری یا غرض ورزی گوینده را می رساند .
در جلد سوم کتاب « الذریعه الی تصانیف الشیعه » (۲) تالیف شیخ محمد محسن تهرانی مشهور به آقابزرگ ساکن نجف این طور ذکر شده ... [ متن عربی ] . خلاصه معنی آن است که : « تفسیر بیان السعاده در سال ۱۳۱۴ قمری به خرج پیروان ملا سلطانمحمد گنابادی در جلد بزرگی به طبع رسید و آنها معتقدند که این تفسیر تالیف شیخ و پیشوای ایشان است که نام برده شد ، ولی دانشمند معاصر سید حسین قزوینی حایری به من اظهار کرد که این تفسیر از خود ایشان نیست و آنچه در اول کتاب از وجوه اعراب و حروف اوایل سور و ترکیباتی که ذکر کرده تماما در رساله شیخ علی مهائمی کوکنی نوائتی که در ۷۷۶ متولد شده و در ۸۳۵ قمری وفات یافته مذکور است و سید غلامعلی آزاد ، الفاظ آن را در کتاب « سبحه المرجان » ذکر کرده و گفته که مهائم ، بندری است در کوکن از نواحی دکن و نوائت قبیله ای از قریش بودند که در زمان حجاج به هند مسافرت کردند ، سپس گفته که او چندین کتاب دارد و خلاصه آنکه ، آنچه از کتاب مهائمی در این تفسیر ذکر شده به قدری است که نمی توان آن را بر تصادف حمل کرد و از این رو نمی توان یقین کرد که این تفسیر از اوست . »
ولی این کلام هم که به ظاهر خیلی حفظ بی طرفی شده و نویسنده قول خود را با دلیل ذکر کرده خالی از نظر نیست ؛ زیرا :
اولا - تالیفات آنجناب بسیار و منحصر به این تفسیر نیست که با وقوع شبهه در آن ، در کمالات علمی او خللی وارد آید . در زمان تحصیل حکمت در سبزوار حواشی بر « اسفار » نوشته و در سایر علوم نیز از قبیل منطق و غیره آن تالیفاتی نموده و در علم حدیث و عرفان نیز کتبی از قبیل « سعادتنامه » ، « مجمع السعادات » ، « ولایتنامه » ، « بشارت المومنین » ، شرح کلمات باباطاهر به عربی و فارسی و «‌ تنبیه النائمین » تالیف نموده و هر یک از آنها برای معرفی مولف کافی است .
ثانیا - خوب بود (۳) نویسنده محترم که امروز (۴) در زهد و تقوا نسبتا در نجف شهرتی دارند برای اینکه کلام ایشان از غرض دورتر باشد راجع به وضع تحصیلات و کمالات نویسنده از کسانی که موقع تحصیل با ایشان آشنایی داشته و یا در سبزوار با یکدیگر درک خدمت حاج ملاهادی نموده اند ، مانند مرحوم حاج ملاعلی سمنانی و مرحوم حاج میرزا حسین سبزواری یا دانشمندان معروف آن زمان ، مانند مرحوم جلوه و حاج ملاعلی کنی و غیره آنها تحقیقات می نمودند تا بر خودشان نیز رفع شبهه شود ، و شاید کسانی در عتبات عالیات باشند که شاهد ملاقات آنجناب در مراجعت از حج با آیت الله مرحوم حاج میرزا حسن شیرازی بوده و دیده اند که چقدر مورد احترام و تکریم حضرت آیت الله واقع شده ، و چنانکه سابقا ذکر شد در آن بین یکی از علمای گناباد که دشمنی با آنجناب داشت از آیت الله مساله فقهی پرسید ؛ جناب میرزا ساکت مانده و آنجناب جواب مساله را مشروحا بیان نمودند . آن شخص مجددا سوال نمود ؛ میرزا فرمودند : جواب همین است که ایشان گفتند و شما با بودن ایشان در گناباد احتیاجی به سوال از من ندارید .
بلکه فضل و کمالات او بطوری مشهور شده بود که کسانی که دیده بودند ، هرچند دشمن بودند نمی توانستند انکار کنند ، چنانکه گفتیم که دشمنان ایشان در گناباد درباره حاج شیخ محمد باقر گازاری گفتند که این شخص ، خود و ما را رسوا نمود ، چون خود دیدیم که آن تفسیر را می نوشت .
ثالثا - آنکه در بیان ایشان راجع به تاریخ وفات آنجناب نیز اشتباه واقع شده که دلیل است بر اینکه نویسنده محترم کتاب خود مقید به تحقیق کامل نبوده و هرچه را می شنیده بدون دقت و تحقیق در صحت و سقم آن ذکر می کرده حتی خود نیز در جلد چهارم کتاب (۵) ، از « تنبیه النائمین » نام برده و به اشتباهی که در جلد سوم در تاریخ وفات ایشان نموده اعتراف کرده است .
رابعا - به کتاب « طرائق الحقائق » تالیف مرحوم حاجی نایب الصدر شیرازی رجوع کنند که در سال های ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ قمری در گناباد خدمتشان رسیده ، و با آنکه در موقع نوشتن کتاب « طرائق » خود دعوت ارشاد داشته و در حقیقت با آنجناب مخالف بوده ، مع ذلک از تعریف و تمجید خودداری ننموده و تصریح کرده که در حضور من به نوشتن جزوات تفسیر مشغول بودند و تصریح می کند به اینکه وجوه ترکیب را بیشتر از « بیضاوی » و دیگران ذکر کرده اند ، و با آنکه کلام صاحب « طرائق » در این باب مفصل است مع ذلک برای اینکه رفع شبهه شود عین عبارت را ذکر می کنیم و آن این است :
« راقم ، به قرب ده ماه در مدرسه بیدخت متوقف بود و از فیض حضورش مستفید می گردید و انسی با حضرتش داشت و « اصول کافی » را تا کتاب « مولد النبی » از خدمتش استماع نمود و در آن اوقات به تالیف آن تفسیر اشتغال داشت و گاهی جزوه ها را به نظر حقیر می رسانید . روزی در ترکیب : « الم ذلک الکتاب لا ریب فیه » (۶) وجوهات محتمله را از تفسیر قاضی بیضاوی نقل نمود . گفتم : حاشیه بر آن تفسیر از بعض محققین همراه است و تا آیه : « سیقول السفهاء »‌ (۷) بیش ننوشته و وجوه محتمله را به دویست و چهار هزار و نهصد و شصت وجه بیان نموده و می گوید : اگر احتمالات « الذین یومنون بالغیب » (۸) ضمیمه آن وجوه نمایند بیست لک (۹) و چهل و نه هزار و نهصد وجه می شود ، و در احوال اعیان معاصرین شیخ صالح بربری (۱۰) به عین عبارت محشی ذکر شد ، تکرار در این موقع لزومی ندارد . و چون جناب حاج ملاسلطانعلی این کلمات را شنید و عبارت مشحی را دید کتاب را از بنده گرفت پس از چندی با جزوه های خود فرستاد ملاحظه شد در ضرب وجوه ، الحق رنجی برده و چندین هزار افزوده و عبارت آخر که حاصل ضرب است ، این است : ... [ متن عربی – ترجمه : ] « عدد ۱۱۴۸۴۲۰۵۷۰۷۲۴۰ به دست می آید . وجوه یاد شده از مواردی است که شایع و معروف بوده ، حالت های کمیاب و شاذ و نادر و دشوار در آن نیامده است . و ما وجوه ضعیفی را که یا به حسب معنی ضعیف است یا پیچیدگی و دشواری لفظ دارد یا موجب اشتباهی در معنی می شود ، ترک نموده ایم ، بعضی از کسانی که متعرض وجوه اعراب شده اند بیشتر وجوه شاذ و نادر را ذکر کرده ، و بیشتر این وجوه قوی و شایع را ترک نموده اند ، و آن وجوه قوی بسیار است که ما نیز آن را ترک کردیم . بدیهی است آنچه را ترک کرده و نگفته ایم ، خود بسیار می باشد و نیز وجوهی که در آن احتمال آمیختگی تکرار می رفت مانند اینکه حال ها مترادف و متداخل باشند نیاورده ایم . » (۱۱) » (۱۲)
پس معلوم می شود که بسیاری از این وجوه قبلا نیز از طرف مفسرین ذکر شده و این امر نقص نیست بلکه افزودن آنجناب بر آن وجوه ، کمال علمی او را می رساند و وجوه حاصله را یازده بیلیون و چهارصد و هشتاد و چهار میلیارد و دویست و پنج میلیون و هفتصد و هفتاد هزار و دویست و چهل ذکر کرده است .
و معلوم می شود مولف « الذریعه » احاطه کامل بر کتب تفسیر نداشته و از حواشی که بر تفسیر « بیضاوی » نوشته شده و صاحب « طرائق » نقل کرده آگاهی نداشته و فضل و کمال صاحب « طرائق » نیز مورد شک نیست ، مخصوصا در موقع نوشتن « طرائق » در تهران چندین کتابخانه بزرگ مختلف از بزرگان در دسترس او بوده و اگر این وجوه ترکیب بعینها در کتاب دیگری یافت می شد اشاره می نمود و بلکه می نویسد که آنجناب در ترکیب چند جمله اول سوره بقره به قدری وجوه مختلف متعرض شده که هیچ کس از آنها ذکری نکرده است .
خامسا (۱۳) - خوب بود نویسنده محترم برای اینکه بطور کامل جنبه بی طرفی را که برای مورخ لازم است حفظ کنند که دیگران گفته های ایشان را حمل بر غرض ننمایند و نزد وجدان خود سرشکسته و مورد ملامت نباشد ، به نقل قول اکتفا ننموده و تحقیق خود را در این باب کامل تر می کردند و کتب نامبرده را اگر در عراق و ایران نیست از هندوستان می خواستند یا از ناقل که آن را دیده ، می گرفتند و مطالعه می نمودند و تمام نکات و جزئیات آن را با یکدیگر تطبیق می کردند ، بلکه در موارد لزوم عین عبارت هر دو کتاب را در کتاب خود نقل می کردند تا کسی گمان غرض در حق ایشان نبرد و از شبهه مبری باشد ولی بیان کنونی ایشان نزد اشخاص دقیق متعمق خالی از غرض به نظر نمی رسد .
سادسا - بر فرض که از آن کتاب هم قدری گرفته شده باشد موجب قدح نمی شود ؛ زیرا همانطور که گفتیم لازمه تالیف این نیست که تمام مطالب آن ، اثر ابداعی فکر خود مولف باشد و طرز ترتیب این تفسیر منحصر به فرد است و بر فرض که وجوه ترکیب در کتاب دیگری یافت شود ، چنانکه گفتیم که صاحب « طرائق » از حواشی « بیضاوی » نقل کرده یا بعض مطالب عرفانی آن در جای دیگری موجود باشد مخل نیست ، چنانکه بسیاری از مطالب فلسفی آن از کتب فلسفه است ؛ و هر تالیفی همین طور است ولی در عین حال نکات و دقایقی در همان مطالب موجود است که از ابتکارات خود نویسنده می باشد ، مانند تصحیح و توضیح جن از نظر فلسفی که قبلا نیز مثال زدیم و تشبیه آن به شعاع منعکس از بلوره ( ذره بین ) و امثال اینها که در سایر کتب ذکر نشده ، و از جمله در بعض آیات که تفاسیر مختلفه برای آنها شده و اخبار مختلف رسیده درصدد جرح هیچ یک از آنها برنیامده بلکه بین اقوال مختلفه جمع نموده و وجه مشترکی که بر همه آن موارد صادق می آید و مطالب دیگری هم از آنها مفهوم می شود گرفته ، و آن را هم از اخبار در این باب استفاده نموده است و این قبیل نکات است که بر مراتب علمی مولف دلالت می کند ولی شخص مغرض بدان پی نمی برد و اگر پی برد کتمان می کند .


پاورقی :




منبع :

نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم / تالیف سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۵ / صص ۲۳۲ - ۲۴۰


برچسب‌ها:

دوشنبه

معرفی منابع : تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده تالیف جناب سلطانعلیشاه - ۳

درباره مسجد در آیه « و من اظلم ممن منع مساجد الله ... » (۱)


مفسر می فرماید :

« همانا مساجد حقیقی ، سینه های منشرح و نورانی است و مقصود از آن اولیای الهی می باشند و می فرماید : مساجد جمع مسجد است و آن محل سجود است که نهایت خضوع می باشد پس به این معنی تمام زمین مسجد است زیرا هر چیزی که در روی زمین است کاری جز خضوع و اطاعت در برابر خدا ندارد ، پس تمام روی زمین محل فروتنی و خواری هر چیزی است که روی زمین است و پیامبر اکرم (ص) فرمود : زمین برای من مسجد و پاک قرار داده شده است زیرا رسول خدا سجده کلیه موجودات را در تمام زمین می دید . و به همین معنی سینه های باز شده به نور اسلام و دل های روشن گشته به نور ایمان ، مساجد حقیقی هستند به وساطه آنکه هر چه در این سینه ها است در حقیقت تذلل و خضوع دارند . و امتیاز مساجد صوری از بین مکان های زمین تنها به واسطه داشتن نام مسجد و بیت الله به این مکان نیست و نه به علت ویژگی بقعه و مکان و خشت و گل و گچ و سایر مصالح ساختمانی و نه ویژگی نوع ساختمان و کارگران آن وگرنه امتیاز هر چیزی که در این خصوصیات شریک باشد در این اسم هم مشارکت دارد بلکه امتیاز آنها به سبب نیت وقف کننده است زیرا واقف هنگامی که دارای نیت صحیح و خالص برای خدا بود و نیتش آلوده به اغراض نفسانی نبود ، سینه او باز و قلبش روشن می شود و این دو ، مسجد خدا هستند و به سبب توجه او به این مکان ، این مکان نورانی گشته و امتیاز مسجد و خانه خدا بودن را پیدا می کند و اگر انسان در این گشایش قلبی و نورانیت باطنی تمکن یافت بطور مطلق خودش ، مسجد و خانه خدا خواهد شد و اگر این تمکن را نیافت ، در هنگامی که دارای این حال و صفت بود ، مسجد و بیت الله است و هر چه این حال و صفت در او زیادتر و شدیدتر شود مسجد و خانه خدا بودنش ازدیاد می یابد و هر قدر مسجد بودن او برای خدا شدت یابد ، مسجد بودن آنچه او بنا کرده نیز بیشتر خواهد بود . پس در حقیقت مساجد و خانه هایی که خدا اجازه ترفیع آن را در آیه شریفه « اذن الله ان ترفع » (۲) داده است همان سینه و دل های باز و نورانی و سپس دارنده آن سینه ها و دل های نورانی است . و اما مسجدهای صوری ، پس آنها مساجد حقیقی به اعتبار معنی اول هستند که فرمود همه زمین مسجد است اما امتیاز آنها از سایر مکان های زمین تنها به اسم مسجد داشتن ، نیست مگر به واسطه توجه مساجد حقیقی که واقفین آنها باشند به آنجا و به همین جهت این مساجد به خود ائمه (ع) تفسیر شده است که خدا اجازه ترفیع آنها را داده است و در بسیاری از اخبار به خودشان تفسیر شده است . » (۳)

و من یقین دارم کسی که آگاهی به اشارات و رموز عرفانی ندارد ، نمی تواند رموز این تفسیر را بفهمد بنابر این لازم است خواننده تفسیر برای استفاده از آن و پی بردن به تاویلات و تعبیرات آن به احادیث شیعه احاطه و آگاهی پیدا کند زیرا این تفسیر مملو از بحث های عرفانی و براهین عقلی مستند به احادیث پیامبر (ص) و اهل بیتش (ع) می باشد .

تمام علم قرآن در نزد محمد (ص) و ائمه (ع) است


همانطور که تمام شیعه معتقدند ، مولف نیز اعتقادش این است که علم تمام قرآن در نزد پیامبر و ائمه (ع) است ، زیرا قرآن شرح مراتب و درجات وجود بطور کامل است و پیامبر (ص) و امامان (ع) کسانی هستند که تمام این درجات در آنها جمع شده است و در حقیقت علم پیامبر (ص) و ائمه (ع) به قرآن همان علمشان به مقامات و درجات خودشان است و غیر از آن بزرگواران هر کس دیگر ، علمش به حقایق قرآن ، ناقص و در حد خودش است و به آن درجه ای که مخصوص پیامبر و ائمه است ، نمی رسد و در نظر مفسر این موضوع به تفاوت مقامات مربوط است که مراتب علم نیز با تفاوت مقامات معنوی ، متفاوت می شود و نظر مولف در این مورد در فصل دهم از مقدمه اش چنین آمده است :

« همانا گذشت که حقایق و بطون قرآن بسیار متعدد و زیاد است و حقیقت والا و روح عمیق قرآن ، همانا حقیقت محمدیه (ص) و علویت علی (ع) است که مقام مشیت فوق امکان است و هر نبی و وصی از آن مقام تجاوز نمی کند مگر مقام محمد (ص) و جانشینانش و کسی که به مقام مشیت نرسیده است ، نه از آن آگاهی دارد و نه می تواند چیزی از آن مرتبه بیان کند زیرا مفسر در تفسیرش از مقام خود تجاوز نمی کند پس هر کس چیزی از قرآن بداند یا از آن تفسیر کند هر چند به درجاتی نایل شده باشد ، نسبت علم و تفسیرش به حقیقت قرآن مانند قطره ای از اقیانوس بزرگ است ، پس حقیقت قرآن که همانا حقیقت محمد (ص) و علی (ع) است مقام اطلاق است که محدودیت و نهایتی برای آن نیست و موجود ممکن با توجه به محدودیت عالم امکان و عقل کلی ، محدود بوده و نمی توان بین موجود محدود با غیرمتناهی و نامحدود نسبتی را تصور نمود ، پس علم هر عالم و مفسر قرآن نسبت به علم قرآن مانند قطره در برابر دریاهاست و هنگامی که مقام معنوی محمد (ص) و علی و اولاد معصومین آنها (ع) ، مقام مشیت است ، علم تمام قرآن نزد آنان است و علی کسی است که علم تمام کتاب نزد اوست ، همانگونه که در مورد ولایت چنین است و او دارای ولایت مطلقه می باشد که در نتیجه علم تمام کتاب نزد اوست و اضافه علم به کتاب ، مفید استغراق است و ابراهیم را خداوند به کلمات محدودی آزموده نه تمام کلمات در صورتی که او بعد از پیامبر ما ، از تمام پیامبران کامل تر بوده و محمد ایمان به خدا و تمام کلمات او دارد که فرمود : « فامنوا بالله و رسوله النبی الامی الذی یومن بالله و کلماته » (۴) و کلمات جمع مضاف و مفید استغراق است و منظور ایمان اجمالی نیست که در این صورت غیر او هم در آن شریک و شامل دیگران هم شود بلکه ایمان تفصیلی است و چنین ایمانی تحقق نمی یابد مگر آنکه مومن به مقام شهود و عیان رسیده باشد . » (۵)

فضیلت صلوات بر پیامبر اکرم (ص)


مفسر معتقد است که پیامبران هر کدام یک درجه از مقام والای پیامبر اکرم ( که انسان کامل است ) می باشند ، به همین جهت هر فردی از امت های گذشته که با هر یک از پیامبران بیعت کرده باشد در حقیقت با پیامبر ما بیعت نموده است و حقیقت نماز هر سالک همان حالت تذکر و توجه به پیامبر اکرم (ص) و نصب العین قرار دادن صورت پیامبر یا شیخش در هر عبادت بلکه در هر آن و لحظه است و مطلوب حقیقی هر سالک در عبادات گوناگون ، ظهور صورت شیخ یا پیامبر و اتصال او از روی حال با روحانیت پیامبر یا شیخش می باشد تنها در این مورد اختلاف نظری بین سلاسل صوفیه است ، عده ای نهایت هدف سالک در عبادتش را اتصال روحی سالک با پیامبر (ص) یا شیخش می دانند و عده ای تذکر و یادآوری صورت شیخ را مانند پل ارتباط و وسیله ای مجازی برای وصول به این اتصال می دانند با علم به اینکه در نظر گرفتن صورت شیخ نوعی بت پرستی است ولی آنان تنها راه وصول به این هدف عالی را همین روش مجازی و استفاده از این راه ارتباطی برای رسیدن به هدف می شناسند . و در این مورد مفسر می فرماید :

« هنگامی که حضرت محمد (ص) اصل جمیع خلفای الهی است و تمام اوصیا سایه ها و پرتوی از وجود او هستند ، هر چه برای تمام اولیا حاصل می گردد در واقع برای آن حضرت حاصل است و آنچه برای جمیع خلفا از جهت نظر و خدمت و تعظیم و تذکر و تامل در شئون و حالات و رفتار آنها لازم است برای او به تنهایی لازم می باشد و هر کس با یکی از خلفای آن حضرت بیعت نموده باشد مانند آن است که با حضرت محمد (ص) بیعت کرده باشد و برای هر مسلمان و مومنی هیچ عمل و عبادتی ارزشمندتر و سودمندتر از توجه به حضرت محمد (ص) و یادآوری او و دعای به او و طلب رحمت برای او و گرایش به سوی او نیست تا جایی که ملکوت آن حضرت یا یکی از خلفا و اوصیای بزرگوار آن حضرت بر دل او تجلی و ظهور نماید ، و لذا از امام صادق (ع) وارد شده که فرمود : مردی شرفیاب محضر رسول خدا (ص) شد و عرض کرد : آیا نیمی از صلوات هایم را برای تو قرار بدهم ؟ فرمود : آری . آن مرد گفت : همه صلوات هایم را برای تو قرار بدهم ؟ فرمود : آری . هنگامی که آن مرد رفت رسول خدا (ص) فرمود : تمام گرفتاری های دنیا و آخرت او کفایت شد و راحت گردید . در حدیث دیگری است که مردی به رسول خدا (ص) عرض کرد : یا رسول الله من یک هشتم صواتم (۶) را برای تو قرار دادم . رسول خدا (ص) فرمود : کار خوبی کردی . پس آن مرد گفت : یا رسول الله ، نصف صلواتم را برای تو قرار دادم . رسول خدا فرمود : این کار بهتر است . آن مرد عرض کرد همه صلواتم را برای تو قرار دادم ؟ رسول خدا (ص) فرمود : در این صورت خداوند هر مهم تو از دنیا و آخرت را کفایت می کند . در این هنگام مردی به امام صادق عرض کرد : خدا امور تو را اصلاح کند ، چگونه شخصی صلواتش را برای رسول (ص) قرار می دهد ؟ آن حضرت (ع) فرمود : بدین گونه که از خداوند چیزی درخواست نمی کند مگر آنکه ابتدا صلوات بر محمد (ص) و آل او می فرستد . و امثال این اخبار مانند قرآن دارای تعبیرات و معانی زیادی است که با توجه به مراتب معنوی و درجات فهم و شعور مردم متفاوت می باشد . زیرا نماز به معنی دعاست و کسی که هنوز به مقام حضور نرسیده ، صلوات او بر محمد فقط به معنی دعا برای آن حضرت خواهد بود . و همچنین صلوه به معنی همین نماز است که شارع مقدس تعیین فرموده و شامل افعال و اذکار مخصوص می باشد و برای کسی که به مقام حضور در نزد آن حضرت رسیده جایز است که دعای او برای آن حضرت و معنی صلواتش برای آن حضرت همین نماز واجب باشد که در هنگام اقامه آن توجهی به غیر آن حضرت نداشته باشد و مخاطب او در نماز بلکه متکلم واقعی و نمازگزار حقیقی خود آن حضرت باشند . همانطور که شان و مقام کسی که به مقام حضور نزد شیخش برسد همین است و کسی که دارای چنین حالی باشد کلیه مهمات و مشکلاتش برطرف شده بلکه تمام خیرات دنیا و آخرت برای او حاصل گردیده است . بلکه او به مقام بی نیازی از دنیا نایل گردیده است و به همین دلیل مشایخ رضوان الله علیهم برای رسیدن سالک به این مقام اهتمام ورزیده و برای سالکین هدفی جز رسیدن به این مقام نمی باشد و مشایخ فارس ، سالکین را به در نظر گرفتن صورت شیخ امر می کردند تا در نتیجه تمرین و تکرار ، این حالت حضور پیدا شود و اگر به آنها گفته می شد ، این کار کفر و در بند صورت بودن و از معبود حقیقی و مسمای واقعی ، غافل شدن است ، پاسخ می دادند که آری این کفر است و شبیه به بت پرستی است ولی کفری است که از هر کفر و ایمانی بالاتر است و به این موضوع مولوی قدس سره اشاره نموده و فرموده است :
آینه دل چو شود صافی و پاک / نقش ها بینی برون از آب و خاک
هم ببینی نقش و هم نقاش را / فرش دولت را و هم فراش را
چون خلیل آمد خیال یار من / صورتش بت ، معنی او بت شکن
شکر یزدان را که چون او شد پدید / در خیالش جان خیال او ندید
و این شعر اشاره به این موضوع دارد که حضور نزد شیخ (۷) اگر چه ظاهرا قید و بند و کفر است اما در حقیقت رهایی از هر قید و اسارتی است ، نه در قید و بندشان . » (۸)

والدین و نزدیکان


مفسر بزرگوار ما معتقد است که ( در جهان آفرینش ) علت ها به منزله پدر و معلول ها ، فرزند آنان هستند و کسی که معتقد به وحدت وجود است در قوس نزول در عالم هستی ، عقل را معلول اول برای ذات الهی می داند و نفس از تجلی و اشراق عقل ، حاصل شده ، همانطور که در داستان آدم و حوا می بینیم ، زیرا آدم عقل همان محصول ( مخلوق ) اول است و حوای نفس از تجلی آدم عقل ، ظاهر شده است پس ذات ، پدر عقل است و نفس ، مولود عقل . و آنجا که خداوند در کتاب عزیز خود انسان را امر به اطاعت از والدین می کند کسی که این عقیده را دارد ، نتیجه می گیرد که نفسی که مولود عقل است ، واجب است از پدر عقل اطاعت کند و بر همه نفوس اطاعت از عقول و بر عقول اطاعت از خدا واجب است یعنی بر مردم که مصادیق نفس هستند ، واجب است که از طریق عقول که وجوه الهی یعنی اولیای او هستند ، بندگی خدا نمایند و به عبارت دیگر برای مسلمان امکان ندارد از خدا اطاعت کند ، مگر به اطاعت از رسول خدا و خلفایش . گفتار مفسر بطور اختصار چنین است :

« پس افلاک و عناصر پدران موالید هستند و عقل و نفس عالم وجود پدر و مادر عالم طبع ( طبیعت ) می باشند زیرا افلاک با ( گردش خود ) و ستارگانش که مانند قوای انسانی هستند آثاری را بر عناصر می گذارند ( در عناصر تاثیر گذارند ) و عناصر نیز آن آثار را قبول می کنند ( پس افلاک و کواکب جنبه فاعلیت و عناصر جنبه قابلیت دارند ) و قابلیت و تاثیرپذیری عناصر مانند تاثیرپذیری زنان از مردان است همانگونه که رحم هایشان نطفه را که موجب تولید مثل است دریافت می کند و پرورش می یابد و در رشد و بقای خود نیاز به این پدران دارد منتها برعکس نیازمندی حیوان به پدر جسمانی خود زیرا موجود زنده بعد از استقرار نطفه و در رحم مادر ، نیازی به پدر ندارد و از القای عقل کل بر لوح نفس کلی ، نقوش عالم که به منزله دانه هاست ، عالم طبع به وجود می آید و عالم طبع در بقایش محتاج این پدر و مادر است این موضوع در عالم کبیر است ، اما در عالم صغیر انسانی بعد از سامان یافتن و هموار گردیدن ، به واسطه ازدواج عقل و نفس ، آدم و حوای عالم صغیر به وجود می آیند و با ازدواج آنها نسل آدم ایجاد می شود و با ازدواج شیطان و نفس اماره ، فرزندان جن و نسل شیطان به وجود می آیند این قانون و روش تکوین در دو عالم کبیر و صغیر پیوسته جریان دارد . اما به حسب اختیار و تکلیف که مختص به انسان ناتوان است ، سنت الهی چنین جریان یافته که به ثمر رسیدن طفل قلب و مراتب آن با اختیار و اراده سالک و لشکریان خلقی [ به ضم خ ] و علمی و عیانی به کمک دو نفس مامور از جانب خدا باشد تا به کمک یکدیگر فرمان الهی را به مکلف برسانند و به کمک آن تطبیق تکلیف و تکوین را ایجاد نمایند ، زیرا اوامر تکوینی با تکلیف تشریعی و تکلیفی مطابقت دارد و اگر در بعضی موارد چگونگی این توافق را درک نکنیم برای عدم آگاهی ما به جهان تکوین است و این سنت از زمان حضرت آدم تا زمان ما جاری بوده و تا انقراض عالم ، دوام دارد اگرچه بین عامه مردم ، اثر و خبری از آن نداشته باشند ، همانا صحت و درستی اسلام در سینه و دخول ایمان در قلب نخواهد بود ( تحقق نخواهد یافت ) مگر به کمک دو شخص که یکی مظهر عقل کلی و دیگری مظهر نفس کلیه باشد . » (۹)

درباره معنی سکر


مفسر بزرگوار ما معتقد است که سکر تنها منحصر به آن حالتی نیست که در اثر نوشیدن شراب حاصر می شود بلکه هر حالتی که عقل را از تدبیر سالم در کارها باز دارد مانند شرابی است که شارع حرام فرموده بنابر این به اعتقاد ایشان ، حرص و حسد و حب دنیا حالاتی هستند که بر نفس چیره می شوند و عقل را از تدبیر صحیح باز می دارند و حکم این صفات مانند حکم شراب است و دارنده آن بیهوش است مادامی که این صفات به نفس او متعلق باشد و گفتار ایشان در این مورد چنین است :

« سکر [ به ضم سین ] از سکر [ به فتح سین و کاف و راء ] به معنی « سد » [ به فتح سین و تشدید دال ] ( بازداشت ) و به حالت حاصله از استعمال چیزی از مسکرات ، گفته می شود زیرا راه های تصرف عقل در قوا و راه های فرمانداری قوی [ به ضم قاف ] از عقل را می بندد و اختصاص به شراب معروف ندارد بلکه هر چه موجب این حالت گردد چه خوردنی و چه آشامیدنی و چه دود کردنی و غیر آن شراب نفس است چه از آن سکر معروف حاصل شود - مانند فقاع و فشردنی ها - و یا نشود مانند حرص ، آرزو ، حب دنیا ، شهوت ، غضب ، حسد و بخل . » (۱۰)


می توانستیم بسیاری از نظریات مولف در اصول و فروع دین را از خلال عبارات و اشارات او در این تفسیر استخراج کنیم ولی ما تفصیل مطلب را رها نموده و مطالعه دقیق تفسیر را به خواننده واگذار کردیم و من معتقدم که مطالعه این تفسیر برای کسی که آگاهی به رموز این قوم ندارد آسان نخواهد بود ، پس بر خواننده محترم لازم است که قبل از مطالعه این تفسیر به رموز و اشارات آنان آگاهی یابد .


پاورقی :




منبع :


عرفان ایران ( مجموعه مقالات ) - شماره ۱۷ / گردآوری و تدوین مصطفی آزمایش .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۲ / مقاله « تفسیر بیان السعاده ... » تالیف دکتر عادل نادرعلی ؛ ترجمه حسینعلی کاشانی بیدختی ؛ صص ۱۱۹ - ۱۲۸

برچسب‌ها:

معرفی منابع : تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده تالیف جناب سلطانعلیشاه - ۲

امتیازات و اختصاصات تفسیر

در این تفسیر همه نکات ادبی و بیانی آیات و ترکیبات مختلفه جمل ، به نحو اکمل ذکر شده و علاوه بر آنها اخبار لازمه و نکات فلسفی و عرفانی و فقهی هر آیه نیز بیان شده است و جامع همه جنبه های علمی و عرفانی می باشد و مشکل ترین آیات را با بهترین وجهی تشریح و تفسیر می کند .
یکی از خصایص این تفسیر آن است که مولف آن بین آیات قرآنی که به ترتیب یکدیگر واقع شده از حیث معنی نیز ارتباط قرار داده ، و هرچند ترتیب کنونی قرآن طبق تواریخ در زمان خلیفه اول و دوم واقع شده و اگر هم غیر از این ترتیب وجود داشته در زمان عثمان از بین رفته ، و از این رو شاید بعضی بر طرز نوشتن این تفسیر و ربط دادن بین آیات اعتراض کنند که چون ترتیب کنونی در زمان شیخین بوده و در زمان پیغمبر (ص) نبوده کوشش در ربط دادن بین آیات لزومی ندارد بلکه آن را خلاف دانند ؛ ولی نظر به اینکه در بعض اخبار اشاره شده که ترتیب قرآن برحسب امر خود پیغمبر (ص) بوده حتی خودش دستور می داد که فلان آیه را در فلان سوره پس از فلان آیه قرار دهید ، پس معلوم می شود که این آیات از حیث معنی و مطلب با یکدیگر ارتباط دارند و اگر هم در بعضی موارد به ظاهر ربطی نباشد در معنی ارتباط هست ؛ به اضافه بر فرض که خود آن حضرت دستوری در این باب نداده باشد چون فعلا به این ترتیب قرار داده شده و بزرگان و ائمه شیعه هم آن را امضا کرده اند معلوم می شود این ترتیب صحت دارد ؛ و نیز ترتیب کنونی قرآن دلیل است بر اینکه در علم خداوند و لوح محفوظ نیز مقدر بوده که با همین وضع انتشار یابد و البته در آن عالم بین آیات ارتباط برقرار است ، پس آیات کنونی نیز که در دست ماست با یکدیگر مربوط می باشند . نظر به این ادله آنجناب نیز بین آیات در معنی ارتباط قائل شده و در تفسیر خود به یکدیگر مربوط و متصل قرار داده است .
اختصاص دیگری که دارد آن است که بیشتر ، بلکه همه آیاتی که مربوط به اصول عقاید و کفر و ایمان است به مقام ولایت تفسیر شده و اهمیت زیادی برای ولایت قائل گردیده و کفر به خدا را غالبا به کفر به مقام ولایت و همچنین ایمان را نسبت به ولایت تعبیر و تفسیر نموده ، بلکه کلمه « رب » که استعمال می شود دو تعبیر برای آن قرار داده : رب مطلق که مقام الوهیت است و رب مضاف که عبارت از مقام ولایت باشد و در غالب آیات که کلمه رب ذکر شده به رب مضاف تعبیر نموده ، و این نظریه هرچند غلو و اغراق می نماید و شاید بعضی بر غلو نویسنده حمل کنند ، ولی چون ولی در اصطلاح اخبار و عرفا به معنی اولی به تصرف است که در قرآن می فرماید : « الله ولی الذین آمنوا » (۱) و نیز می فرماید : « النبی اولی بالمومنین من انفسهم » (۲) ؛ از این رو عرفا گویند : مقام ولایت همان مقام مشیت و فیض مقدس حق است که در تمام موجودات سریان دارد و با هر موجودی همراه و او را به کمال مطلوب خود می رساند و پیشوایان دین نیز نمایندگان خدا و مظهر تام ولایت هستند و همه موجودات نسبت به حقیقت آنان خاضع و خاشع اند و فیض الهی توسط آنان که مربی می باشند بر خلق نازل می شود ؛ از این جهت این تعبیر که مولف در تفسیر ذکر می کند اشکالی ندارد و اگر در اخبار ائمه اطهار (ع) دقیق شویم همین نظریه را تایید می کند ، و مولف هم به استظهار آن اخبار اینطور تفسیر نموده نه آنکه از روی رای و استحسان و ظن شخصی بدان متفوه (۳) شده باشد و اصول و عقاید تشیع اینطور حکم می کند ؛ زیرا اخبار تصریح دارد به اینکه مهم ترین پایه های دین ، ولایت است و هر که دارای ولایت جانشینان پیغمبر (ص) نباشد و حلقه اطاعت آن بزرگواران را در گوش نکند عبادات او مقبول درگاه حق نیست ؛ چه راه رسیدن به حق ارتباط و چنگ زندن به دامان آنان می باشد ، پس هر که نسبت به ایشان کفر ورزد به خداوند کافر شده و هر که به آنها ایمان آورد به خدا ایمان آورده است .
مزیت دیگر آن ، این است که تمام موضوعات مشکله و مطالبی که از نظر کلامی و علمی مورد اشکال است با بیان فلسفی عرفانی دقیق و تطبیق آن با آیات و اخبار حل نموده که برای شخص متتبع و محقق جای شک و شبهه نمی ماند ، مثلا مساله معراج و معاد را که از مسائل مهمه دینی است و اختلافات زیادی بین دانشمندان اسلامی در آن باب واقع شده با بیان دقیق مطابق با اصول عرفان و فلسفه که به هیچ وجه مخالفت با اصول دیانتی ندارد ذکر نموده ، و همچنین مساله جن که وجود او مورد اختلاف می باشد و طرز پیدایش او از روی تحقیق و همچنین سایر مسائل معضله بیان شده است و از جمله مساله حرمت کشیدن تریاک و تحقیق مفصل و دقیقی که در این باب در ذیل آیه : « یسالونک عن الخمر و المیسر ... » (۴) ، نموده از اختصاصات خود آنجناب است .
البته منظور این نیست که اصول بیانات و مطالب مذکوره از مبتکرات خود مولف است تا مورد اعتراض خواننده بشود یا حمل بر بی اطلاعی نگارنده نمایند ، بلکه مقصود آن است که در هر یک از آنها یک نکته یا نکاتی چند که از ابتکارات خود مولف می باشد و با حدس صائب خود و تبحر کافی که در علوم مختلفه داشته پی بدان ها برده ، موجود می باشد که با تمهید مقدمات فلسفی و کلامی که نموده حل مساله کرده است و این موجب ضعف قوه علمی مولف نمی شود بلکه برعکس تبحر او را می رساند ؛ زیرا لازمه تالیف این نیست که تمام مطالب آن از ابتکارات مولف و زاییده فکر خودش باشد ، بلکه طرز جمع آوری و ترتیب و سایر نکاتی که در این تفسیر ذکر شده ، خود منحصر به فرد است و همچنین طرز نگاشتن و ترتیب مقدمات و گرفتن نتیجه مطلوبه که دیگران نگرفته باشند در حکم ابتکار است .
امتیاز دیگر این تفسیر آن است که در بیشتر موارد سعی شده بین اخبار مختلفه که در تفسیر یک آیه ذکر شده ، جمع و تطبیق شود مانند شجره منهیه که اخبار در آن باب مختلف است و موجب اختلاف اقوال گردیده ، ایشان بطوری تفسیر نموده و از آیات و اخبار استنباط کرده که با همه اقوال وفق می دهد و تمام تفاسیر و اخبار را درست و واقع گفته است ، و می توان گفت غالب اختلافات دیگر هم اگر کنجکاوی و دقت شود و موضوع کاملا تحریر و تشریح گردد معلوم می شود آن اختلافات لفظی است .
مولف این تفسیر در خطبه کتاب ، عقاید دینی خود را بطور تفصیل ذکر کرده و رفع تهمت های غرض ورزان و حسودان نموده است . پس از خطبه ، یک مقدمه نوشته که مشتمل بر چهارده فصل است و حقیقت علم و مراتب تنزلات قرآن و ظهورات مختلفه آن را در عوالم مختلفه طولی و آخرین ظهور آن در لباس لفظ و صورت و همچنین معنی تفسیر به رای و سپس آنچه دانستن آن برای شخص مفسر لازم است مشروحا ذکر کرده ، آنگاه به تفسیر قرآن مجید شروع نموده است . ...


پاورقی :



منبع :

نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم / تالیف سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۵ / صص ۲۲۶ - ۲۳۰

برچسب‌ها:

شنبه

معرفی منابع : تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده تالیف جناب سلطانعلیشاه - ۱

شمه ای از شهرت و مقبولیت نزد برخی از علما


دومین کتابی است که جناب سلطانعلیشاه مرقوم داشته و مهمترین تالیفاتش می باشد ، تفسیر قرآن است که بیان السعاده نام دارد و می توانیم درباره این کتاب بگوییم :
من چه گویم وصف آن عالی جناب / نیست پیغمبر ولی دارد کتاب
هست تفسیرش چو قرآن مدل / هادی بعضی و بعضی را مضل
مرحوم حاج آقا محسن مجتهد عراقی و مرحوم آخوند ملا محمد کاشی ساکن اصفهان و بعض دیگر از علمای معاصر آنجناب درباره این تفسیر گفته اند : « تفسیر السلطان سلطان التفاسیر » .
هر یک از دانشمندان و فلاسفه و علمای دینی که این کتاب را دید ، پسندید و از بهترین تفسیرها دانست ؛ چنانکه آقای معاون التولیه کربلایی برای نگارنده نقل کرد که حاج میرزا محمود قزوینی که از علما و اعیان بود و در تهران سکونت داشت در اوایل با جناب حاج ملا سلطانمحمد و سلسله صوفیه مخالف بود و بدگویی می کرد و در کربلای معلا در مجلس علنا مذمت می نمود و حتی داماد خود حاج میرزا یعقوب امینی قزوینی را که از فقرای ثابت قدم و با محبت بود به واسطه درویشی نجس می دانست و دستور می داد ظرفی را که او از آن آب می خورد بشویند و آب بکشند . سپس آقای معاون التولیه گفت : لیکن در سال ۱۳۲۵ که من از کربلا به تهران آمدم و به منزل ایشان رفتم دیدم کتابی جلوی خود گذاشته و مشغول مطالعه هستند و چندین بار که ایشان را ملاقات کردم به مطالعه همان کتاب اشتغال داشت بالاخره نام کتاب را پرسیدم . جواب داد : تفسیر بیان السعاده تالیف حاج ملا سلطانمحمد گنابادی است . گفتم : شما که از این شخص بد می گفتید ، چه طور شد که اکنون به مطالعه کتابش مشغول هستید ؟ گفت : نه من بدگویی نکرده ام ! گفتم : چرا ! در کربلا در بالاخانه ، فلان موقع ، از ایشان بد گفتید ، گفت : « آن بد گفتن از روی جهالت و بی اطلاعی از حالات او بود و اکنون که این تفسیر را دیده ام می فهمم که نه در عقاید این شخص خللی و نه در علمیت او نقصی است و تا کنون تفسیری به این خوبی ندیده ام و چون دسترسی ندارم که پیش خود او رفته و عذر بخواهم از خداوند طلب مغفرت نموده و خواهانم که از من بگذرد » .
آقای محمد پروین گنابادی نقل کردند که موقعی که نزد مرحوم ادیب نیشابوری تلمذ می نمود مرحوم ادیب از مراتب فضل و کمال و عرفان مرحوم حاج ملا سلطانمحمد خیلی تمجید نموده و شاگردان را به مطالعه تفسیر آن مرحوم تشویق می کرد .
آقای صالح عضیمه ( با عین مهمله مضمومه و ضاد معجمه مفتوحه ) از اهالی سوریه که مدتی است در ایران هستند (۱) در دانشگاه تهران تحصیل می کنند اظهار کردند که تفسیر بیان السعاده نزد دانشمندان شیعه سوریه مشهور و مورد احترام و استشهاد بسیاری از آنان می باشد : از جمله شیخ احمد محمد حیدر از علمای شیعه در لاذقیه تالیفاتی نموده و در آنها از این تفسیر نقل و به مطالب آن استشهاد کرده ، و یکی از تالیفات ایشان کتاب « الحیرات » است که در چندین جا نقل کلام از آن تفسیر نموده است . پس از چندی آقای صالح عضیمه اظهار کردند که چون این کتاب چاپ نشده ممکن است خودم نامه به ایشان بنویسیم که یک نسخه از آن بفرستند ؛ فقیر [ آقای رضاعلیشاه ] هم نامه ای به ایشان نوشتم و طولی نکشید که جواب آن رسید و در نامه ، بسیار اظهار محبت به فقیر نموده و تمجید از تفسیر نوشته بودند ، و بعدا یک نسخه از کتاب « الحیرات » که به خط خودشان بود برای من فرستادند و در نامه خود راجع به تفسیر این عبارت را نوشته اند : ... [ متن عربی ] که خلاصه معنی آن به فارسی این است : شرحی که جد بزرگوار شما برای قرآن به نام بیان السعاده نوشته ، نیست جز یک انگیزش زندگی معنوی و نوری که راهنمایی می کند و من به واسطه آن کتاب بر راه راست و روشن قرار گرفته و ترس انحراف از راه کج شدن ندارم و چگونه بترسم در صورتی که در جلوی من چراغ نبوت و راهنمایی محفوظ از خطر است که خداوند برای من فرستاده . خداوند او را در بهترین بهشت خود جای دهد و خشنودی عام و کامل خود را بدو عنایت فرماید .
کتاب « الحیرات » هم درباره مطالب فلسفی و عرفانی و الهیات است که نقل قول بسیاری از عرفا شده از جمله به نظریات جناب حاج ملا سلطانمحمد و تفسیر ، خیلی استشهاد شده است که ذکر آنها موجب تطویل است . و از نامه ایشان و کتاب که فرستاده اند معلوم می شود که تفسیر بیان السعاده از سال ها قبل در سوریه مشهور و مورد استفاده دانشمندان شیعه بوده و به مطالب آن استناد و استشهاد می نمودند .
آقای شیخ احمد محمد حیدر به طوری که آقای صالح عضیمه نقل نمود دارای تالیفات دیگری از قبیل : الهبطه و شرحی هم بر کتاب تنبیه تالیف حسن بن حمزه شیرازی می باشند و در همه آنها از بیان السعاده نقل و بدان استشهاد شده است ، ولی نگارنده آنها را ندیده ام .
به هرحال مضامین کتاب « الحیرات » دلالت بر اشتهار بیان السعاده و اهمیت آن نزد علمای سوریه دارد . تاریخ نسخه ای که برای نگارنده فرستاده اند ۱۹ محرم ۱۳۷۷ می باشد .
آقای حاج سید محمد لطیف سجادی آل علی از روحانیین ساکن تهران ذکر کردند که عموی ایشان حاج سید محمد مهدی جزایری که از علمای و روحانیین بسیار با تقوا و زاهد بوده و در اواخر عمر در مدینه سکونت داشته و سرپرستی شیعه آنجا می نموده - و آنها خیلی به او علاقه داشتند و شیعیان از ایران و آذربایجان شوروی و افغان و هند و پاکستان کنونی و بلخ و بخارا خیلی بدو ارادت می ورزیدند - به تفسیر بیان السعاده علاقه کاملی داشت و یک جلد از آن تفسیر با خود داشت و در ظهر آن تفسیر ، تمجید فراوانی از مولف آن نوشته و خیلی ایشان را ستوده است ؛ ولی گفتند : متاسفانه آن تفسیر فعلا نمی دانم در دست کیست و هرچه جستجو کردم که به دست بیاورم پیدا نشد .
آقای حاج مهدی دانایی سمنانی از مرحوم آقای شیخ محمد فانی ظفرعلی سمنانی نقل کردند که ایشان گفته بودند : موقعی که تفسیر بیان السعاده چاپ شد ، یک نسخه برای مرحوم حاج ملا علی سمنانی که از علما و حکمای بزرگ زمان خود (۲) بردیم . در آن موقع ایشان در مسجد بودند ، تفسیر را به ایشان دادیم . ایشان مدتی مشغول مطالعه آن بوده ، بعدا اشک از چشم ایشان بیرون آمده ، گفته بودند :
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون / او به منزل ها رسید و ما هنوز آواره ایم



پاورقی :

(۱) تاریخ چاپ اول کتاب ۱۳۳۳ شمسی است .
(۲) شرح حال وی در کتاب نابغه آمده است .

منبع :

نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم / تالیف سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۵ / صص ۲۲۱ - ۲۲۶

برچسب‌ها:

چهارشنبه

معرفی منابع : فهرست کتاب ها و منابع منتشر شده


- آشنایی با عرفان و تصوف ، ( مجموعه عرفان در زمانه و زندگی ما - ۱ ) / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه .-- ۷۸ ص ؛ ۱۳۸۱
- آیات حسن و عشق / دکتر حشمت الله ریاضی .-- ۲ ج ؛ ۱۳۸۱
- رساله عرفانی ابحاث عشره در اثبات ذکر خفی / حاج محمد خان قراگزلو .-- ۱۷۶ ص ؛ ۱۳۸۵
سیر تصوف و عرفان تا قرن پنجم هجری به همراه شرح زندگانی و آثار شیخ احمد غزالی و شرح کتاب سوانح وی .
- باب ولایت و راه هدایت / حاج سید هبه الله جذبی .-- ۵۰۶ ص ؛ ۱۳۸۱
شامل مقالات و مکاتیبی راجع به تصوف و عرفان و شرح حال و مقامات عرفای طریقه نعمت اللهیه .
- با فردوسی : سلوک صوفیانه تا دیدار سیمرغ / دکتر سید مصطفی آزمایش .-- ۱۹۷ ص ؛ ۱۳۸۰
تحقیقی در خصوص آراء و عقاید فردوسی و تشیع صوفیانه وی .
- بیان السعاده فی مقامات العباده / حاج ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه .-- ۴ ج ؛ ۱۳۸۱
تفسیر کامل عرفانی ، حکمی ، کلامی و فقهی قرآن مجید به زبان عربی .
- پند صالح / حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی صالحعلیشاه .-- سی و دو ، ۱۵۷ ص ؛ ۱۳۸۴
- پند صالح با ترجمه انگلیسی / حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی صالحعلیشاه .-- ۱۱۰ ، ۹۳ ص ؛ ۱۳۷۲
- تاریخ و جغرافیای گناباد / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- ۴۴۸ ص ؛ ۱۳۷۹
- تجلی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- هجده ، ۳۷۷ ص ؛ ۱۳۸۴
- تنبیه النائمین به پیوست رساله خواب مغناطیسی / حاج ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه ، حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- ۱۸۱ ص ؛ ۱۳۸۵
- توضیح / حاج ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه .-- چهارده ، ۱۸۰ ص ؛ ۱۳۸۱
شرح کلمات قصار باباطاهر عریان به فارسی .
- جامعه شناسی نظری اسلام / دکتر ح. ا. تنهایی .-- ۶۶۴ ص ؛ ۱۳۷۹
مطالعه گزیده ای از نظریات جامعه شناختی و انسان شناختی متفکرین ، فلاسفه و صوفیان مسلمان
- جامعه شناسی یک انقلاب ،یا، سال پنجم انقلاب الجزایر / فرانتس فانون ؛ ترجمه حاج دکتر نورعلی تابنده .-- چهار ، ۲۷۶ ص ؛ ۱۳۸۴
- جذبات الهیه / گردآورنده شیخ اسدالله ایزدگشسب ؛ مقدمه دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی .-- هفتاد و شش ، ۴۷۴ ص ؛ ۱۳۷۸
منتخبات کلیات شمس تبریزی با شرح و توضیح .
- جوابیه / شیخ اسدالله ایزدگشسب .-- ۸۷ ص ؛ ۱۳۸۱
جواب اعتراضات کیوان قزوینی .
- چهل گوهر تابنده / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- ۳۱۲ ص ؛ ۱۳۸۳
در تفسیر برخی آیات کلام الله مجید .
- خاطرات زیارت خانه خدا و عتبات عالیات / محمد رضاخانی .-- ۵۲۰ ص
- خانواده ۱ ، ( مجموعه عرفان در زمانه و زندگی ما - ۱ ) / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه .-- هشت ، ۶۱ ص ؛ ۱۳۸۴
- خانواده ۲ ، ( مجموعه عرفان در زمانه و زندگی ما - ۱ ) / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه .-- هشت ، ۵۷ ص ؛ ۱۳۸۴
- خدا و فلسفه / اتین ژیلسون ؛ ترجمه دکتر شهرام پازوکی .-- ۵ ، ۱۴۶ ص ؛ ۱۳۷۴
- خورشید تابنده / حاج علی تابنده محبوبعلیشاه .-- دوازده ، ۹۹۴ ص ؛ ۱۳۸۴
شرح احوال و آثار مرحوم حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه ، به ضمیمه شرح حال مولف مرحوم حاج علی تابنده محبوبعلیشاه .
- داستان ها و پیام های مثنوی ، ( مجموعه داستان ها و پیام ها - ۱ ) / دکتر حشمت الله ریاضی .-- هشت ، ۴۶۵ ص ؛ ۱۳۸۳
- درآمدی بر تحولات تاریخی سلسله نعمت اللهیه در دوران اخیر / دکتر سید مصطفی آزمایش .-- ۱۵۴ ص ؛ ۱۳۸۱
- دعای کمیل / حاج سید هبه الله جذبی ثابتعلی .-- ۷۰ ص ؛ ۱۳۷۸
با ترجمه فارسی و اضافات و ملحقات
- ده سخنرانی / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- شانزده ، ۳۶۶ ص ؛ ۱۳۸۲
- ذوالفقار / حاج ملا علی نورعلیشاه گنابادی .-- ده ، ۱۸۰ ص ؛ ۱۳۸۲
در حرمت کشیدن تریاک مبتنی بر ادله عقلیه و نقلیه .
- رساله تشویق السالکین / ملا محمد تقی مجلسی .-- ۱۳۲ ص
به انضمام لوایح عبدالرحمان جامی و لوامع فخرالدین عراقی
- رساله جذبیه / گردآوری و تدوین حاج سید علیرضا جذبی .-- ۱۸۲ ص ؛ ۱۳۷۸
شرح حال مرحوم حاج سید هبه الله جذبی ثابتعلی از مشایخ سلسله سلطانعلیشاهی گنابادی .
- رساله سعادتیه / عبدالغفار اصفهانی .-- ۸۷ ص ؛ ۱۳۷۲
زندگی نامه مرحوم حاج محمد کاظم سعادتعلیشاه اصفهانی ، با مقدمه ای درباره انشعابات سلسله نعمت اللهیه .
- رسائل العقائد المجذوبیه / حاج محمد جعفر کبودر آهنگی مجذوبعلیشاه .-- ۸۳ ؛ ۱۳۸۱
شرح حال علمی و عرفانی با ذکر آراء و عقاید به قلم خود نویسنده .
- رسائل مجذوبیه : مجموعه هفت رساله عرفانی / حاج محمد جعفر کبودر آهنگی مجذوبعلیشاه ؛ تصحیح و تحقیق دکتر حامد ناجی اصفهانی .-- ۳۴۱ ص ؛ ۱۳۷۷
- رفع شبهات / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- ۱۸۵ ص ؛ ۱۳۸۴
- رهبران طریقت و عرفان / محمد باقر سلطانی .-- هجده ، ۲۷۱ ص ؛ ۱۳۸۳
شرح حال ائمه و اقطاب سلسله نعمت اللهیه .
- سعادتنامه / حاج ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه .-- ۲۵۶ ص ، ۱۳۷۹
درباره معنای حقیق علم .
- سفر حج و عید قربان ، ( مجموعه عرفان در زمانه و زندگی ما - ۱ ) ( ویرایش ۲ ) / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه .-- ۱۱۴ ص ؛ ۱۳۸۴
- سه گوهر تابناک از دریای پرفیض کلام الهی / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- ۹ ، ۲۰۰ ص ؛ ۱۳۷۶
- شریعت ، طریقت ، عقل ، ( مجموعه عرفان در زمانه و زندگی ما - ۱ ) / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه .-- ۶۰ ص ؛ ۱۳۸۳
- ظهور العشق الاعلی و عهد الهی / حاج علی تابنده محبوبعلیشاه .-- ۱۴۱ ص ؛ ۱۳۸۰
تفسیر عرفانی واقعه عاشورا به انضمام مختصری از شرح حال مولف .
- عرفان ایران / گردآوری دکتر سید مصطفی آزمایش .-- ج ؛ ۱۳۷۸ -
مجموعه مقالات عرفانی به صورت فصلنامه . تااسفند ۱۳۸۵ شماره ۲۷ و ۲۸ آن منتشر شده است . فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران .
- عرفانیات / علیرضا ذکاوتی قراگزلو .-- ۴۲۰ ص ؛ ۱۳۷۹
مجموعه مقالات .
- فلسفه فلوطین ( رئیس افلاطونیان اخیر ) / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- چهار ، ۱۶۴ ص
- قلب اسلام / دکتر سید حسین نصر ؛ ترجمه مصطفی شهرآیینی ؛ بازنگریسته دکتر شهرام پازوکی .-- ۴۲۴ ص ؛ ۱۳۸۳
- گردش افغانستان و پاکستان / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- سه ، ۳۳۶
- گزیده اشعار شاه نعمت الله ولی / مقدمه و گزینش ابوالحسن پروین پریشان زاده .-- ۱۷۷ ص ؛ ۱۳۸۳
- گشایش راز / ابوالحسن پروین پریشان زاده .-- یازده ، ۱۸۷ ص ؛ ۱۳۷۷
پاسخ به کتاب رازگشای کیوان قزوینی .
- ماجرا در ماجرا / علیرضا ذکاوتی قراگزلو .-- نه ، ۶۷۵ ص ؛ ۱۳۸۱
سیر عقل و نقل در پانزده قرن هجری .
- مجمع السعادات / حاج ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه .-- ۵۶۸ ص ، ۱۳۸۴
شرح عرفانی احادیث مشکله اصول کافی .
- مجموعه مقالات حقوقی و اجتماعی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه .-- ۳۱۳ ص ؛ ۱۳۸۱
- مجموعه مقالات درباره شاه نعمت سید نعمت الله ولی / گردآوری و تدوین دکتر شهرام پازوکی .-- ۲۷۵ ص ؛ ۱۳۸۳
- مجموعه مقالات فقهی و اجتماعی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه .-- هفت ، ۱۵۸ ص ؛ ۱۳۷۸
- مجموعه مقالات هانری کربن / گردآوری و تدوین محمد امین شاهجویی ؛ زیر نظر دکتر شهرام پازوکی .-- چهارده ، ۴۴۷ ص ؛ ۱۳۸۴
- مرآت الحق / حاج محمد جعفر کبودر آهنگی مجذوبعلیشاه ؛ تصحیح دکتر حامد ناجی اصفهانی .-- سی و چهار ، ۷۰۹ ص ؛ ۱۳۸۳
- مرآت المعانی و گزیده سیرالعارفین / جمالی دهلوی ؛ تصحیح دکتر نصرالله پورجوادی .-- ۱۶۲ ص ؛ ۱۳۸۴
- مقایسه انسان فرهمند در شاهنامه با ولی در مثنوی / معصومه امین دهقان .-- ۲۳۰ ص .-- ۱۳۸۳
- نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- سی و چهار ، ۷۵۰ ص ؛ ۱۳۸۴
شرح احوال و آثار و عقاید مرحوم حاج ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه .
- نخبه العرفان / استاد هادی حائری ؛ ۳۰۳ ص ؛ ۱۳۸۳
در تطبیق ابیات مثنوی معنوی و کلیات شمس الدین تبریزی با آیات قرآن .
- نظر مذهبی به اعلامیه حقوق بشر / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- ۱۲۲ ص
- نیاز تجلی / حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- شانزده ، ۱۴۷ ص
- نیاز موفق / ترجمه نثر و نظم نصرت الله اربابی ؛ با مقدمه حاج سید هبه الله جذبی و حاج محمد جواد آموزگار .-- بیست ، ۱۷۶ ص
دعای کمیل و دعای عرفه و مناجات خمس عشر
- ولایتنامه / حاج ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه .-- ۳۷۱ ص ؛ ۱۳۸۴
معنای عرفانی ولایت و شوون مختلف آن .
- هنوز هم خورشید از شرق می درخشد / دکتر سید مصطفی آزمایش .-- ۱۷۹ ص ؛ ۱۳۸۱
- یادنامه صالح / گردآوری و تدوین هیات تحریریه کتابخانه حسینیه امیرسلیمانی .-- ۶۵۰ ص ؛ ۱۳۸۰
شرح احوال مرحوم حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی صالحعلیشاه .


برچسب‌ها:

یکشنبه

معرفی منابع : فهرست موضوعی مقالات مجموعه عرفان ایران

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران





برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - اشعار و مقالات ادبی و گزیده های عرفانی

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


اشعار و مقالات ادبی و گزیده های عرفانی


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- گذری کوتاه در تراژدی های چهارگانه شکسپیر / دکتر منوچهر منوچهری / ۱
- از کشکول عارفان / دکتر محمد رضا نعمتی / ۱
- زبده ای از گوهر عقل / محمد جواد آموزگار کرمانی / ۱
- مژده که جان آمد / دکتر نعمت الله تابنده / ۱
- حجج دلداده مشتاق / دکتر نعمت الله تابنده / ۲
- بار امانت ، ارمغان حضرت دوست به صاحبدلان / دکتر محمد رضا نعمتی / ۳
- شریعت ، طریقت ، حقیقت / دکتر نعمت الله تابنده / ۳
- سوخته جان ، دل دیوانه / دکتر نعمت الله تابنده / ۴
- دشت کربلا / ابوالحسن پروین پریشان زاده / ۱۲
- چهل حدیث منظوم / استاد هادی حائری / ۱۸


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - هنر و عرفان

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


هنر و عرفان


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- معماری ذاکرانه : یادداشتی در مناسبات عملی ذکر با معمار و فعل معماری / مهندس مهرداد قیومی بیدهندی / ۱۲
- فریتهوف شوئون و معنای زیبایی / دکتر سعید بینای مطلق / ۱۷
- مجموعه مزار شاه نعمت الله ولی : بررسی سیر تحول و تحلیل کالبدی / مهندس مهرداد قیومی بیدهندی / ۱۷
- هنر سجاده : محتوا و رمز / اما کلارک ؛ مترجم سید مصطفی شهرآیینی / ۱۹
- مروری بر برخی از آثار معماری طریقه نعمت اللهیه در ایران : مزار شاه نعمت الله ولی ، مزار مشتاقیه کرمان ، مزار سلطانی گناباد / مهندس مهرداد قیومی بیدهندی / ۲۰
- زیبایی و وجود نزد افلاطون / دکتر سعید بینای مطلق / ۲۱
- هنر خوشنویسی و نسبت آن با موسیقی / آریاسب دادبه / ۲۲
- هنر ، صنعت و دین / فوبیون بائرز ؛ ترجمه حسن نورائی بیدخت / ۲۴
- هنرهای اسلامی و مسیحی قرون وسطی در آثار تیتوس بورکهارت / فیلیپ فور ؛ ترجمه امیر نصری / ۲۵ و ۲۶


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - عرفان و ادیان

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


عرفان و ادیان


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- عرفان نظری در قرون وسطی / فردریک کاپلستون ؛ مترجم حسین سلیمانی / ۱۵


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - گفتگو

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


گفتگو


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- گفتگو با پروفسور فریتز مایر / بهمن پازوکی / ۲
- گفتگو با پروفسور هاینز هالم / بهمن پازوکی / ۴
- گفتگو با پروفسور هانس کونگ / بهمن پازوکی / ۶ و ۵
- گفتگو درباره سید حیدر آملی / دکتر شهرام پازوکی / ۱۵
- اسلام ، علم و مسلمانان ( بخش اول ) : گفتگوی محمد اقبال با سید حسین نصر / مترجم سید امیر حسین اصغری / ۲۰
- اسلام ، علم و مسلمانان ( بخش آخر ) : گفتگوی محمد اقبال با سید حسین نصر / مترجم سید امیر حسین اصغری / ۲۱
- مقام تصوف نزد علامه طباطبایی / دکتر شهرام پازوکی / ۲۷ و ۲۸


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - گزارش

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


گزارش


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- خاطرات سفر به ترکیه / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۶ و ۵
- شاه نعمت الله ولی در سرزمین پایین دست : گزارشی از دومین کنگره شاه نعمت الله ولی در هلند / دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی / ۱۸
- سومین سمپوزیوم شاه نعمت الله ولی / عرفان ایران / ۲۱
- کنفرانس بنیاد هماهنگی ادیان و صلح جهانی / حسینعلی کاشانی بیدختی / ۲۲
- فهرست موضوعی مقالات عرفان ایران از شماره ۱ الی ۲۰ / عرفان ایران / ۲۲
- شاه نعمت الله ولی در میان صوفیه : گزارشی از چهارمین همایش شاه نعمت الله ولی در بلغارستان / عرفان ایران / ۲۴


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - تصحیح متون

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


تصحیح متون


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- رساله شهیدیه : شرح احوال مختصر مرحوم حاج ملا سلطانمحمد گنابادی سلطانعلیشاه / حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی ؛ مصحح دکتر شهرام پازوکی / ۱ و ۳ و ۶ و ۵
- رساله توجه اَتم / محمد بن اسحاق قونوی ؛ مترجم عبدالغفور لاری ؛ مصحح : دکتر حامد ناجی اصفهانی / ۱
- فصلی از کتاب سعادتنامه / حاج ملا سلطانمحمد گنابادی سلطانعلیشاه ؛ حسینعلی کاشانی بیدختی / ۴
- رساله ای مختصر در تحقیق و توضیح کلمات حضرات ائمه / شیخ محمد تقی کرمانی مظفرعلیشاه ؛ مصحح محمود رضا اسفندیاری / ۷
- رساله حقیقت قرآن / آقا ملا علی نوری ؛ مصحح دکتر حامد ناجی اصفهانی / ۸
- ضمیمه رساله شهیدیه / شیخ عباسعلی کیوان قزوینی / ۲۷ و ۲۸


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - معرفی و نقد کتاب

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


معرفی و نقد کتاب


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- جهت یابی : قسمتی از فصل اول کتاب « انسان نورانی در تصوف ایرانی » نوشته هانری کربن / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱
- مراسلات بین صدرالدین قونوی و خواجه نصیرالدین طوسی / بهمن پازوکی / ۱
- رسائل مجذوبیه : هفت رساله عرفانی از مرحوم حاج محمد جعفر کبودرآهنگی مجذوبعلیشاه اول / سید مسعود زمانی / ۱
- کبریت احمر و کنز الاسماء تالیف حاج محمد جعفر کبودرآهنگی مجذوبعلیشاه اول / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱
- مکاشفات رضوی : شرح مثنوی معنوی تالیف محمد رضا لاهوری / کورش منصوری / ۱
- مناقب رضوی تالیف محمد صالح حسینی ترمذی / کورش منصوری / ۲
- در تمنای خورشید : به مناسبت چاپ دوم کتاب خورشید تابنده / سید مسعود زمانی / ۲
- سعادتنامه تالیف حاج ملا سلطانمحمد گنابادی سلطانعلیشاه / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۴
- جذبات الهیه : منتخب کلیات شمس تبریزی گردآورنده شیخ اسدالله ایزدگشسب درویش ناصرعلی / دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی / ۴
- تصوف ، محمل پویای مقاومت و سازندگی ، نگاهی به کتاب صوفیان و کمیسرها : تصوف در اتحاد جماهیر شوروی نوشته الکساندر بنینگسن و اندرس ویمبوش / دکتر ح. ا. تنهایی / ۴
- تاریخ و جغرافیای گناباد تالیف حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه / دکتر شهرام پازوکی / ۶ و ۵
- بخشی از کتاب بشاره المومنین : در بیان معنی شیعه و مومن و تحقیق تشیع و ایمان تالیف حاج ملا سلطانمحمد گنابادی سلطانعلیشاه / دکتر شهرام پازوکی / ۷
- رساله ذوالفقار در حرمت کشیدن تریاک تالیف حاج ملا علی نورعلیشاه گنابادی / دکتر شهرام پازوکی / ۸
- ابحاث عشره تالیف حاج محمد جعفر کبودرآهنگی مجذوبعلیشاه اول / محمد معصومی همدانی / ۸
- تقدیری از کتاب تائوی اسلام تالیف ساچیکو مراتا / دکتر محمد لگنهاوزن ؛ مترجم نرجس جواندل / ۹
- یادنامه صالح : مجموعه ای در شرح احوال و آثار مرحوم حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی صالحعلیشاه / عرفان ایران / ۱۰
- دیباچه کتاب مستطاب فیه ما فیه / حاج شیخ عبدالله حائری / ۱۱
- ولایتنامه تالیف حاج ملا سلطانمحمد گنابادی سلطانعلیشاه / عرفان ایران / ۱۱
- سنت عقل اسلامی در ایران تالیف دکتر سید حسین نصر / دکتر مهدی امین رضوی ؛ مترجم سعید دهقانی / ۱۲
- طریقه معنوی نورعلیشاه عارف ایرانی تالیف میشل دومیرا / مرسده همدانی / ۱۳
- قلب اسلام : ارزش های ماندگار برای بشریت تالیف دکتر سید حسین نصر / حسین خندق آبادی / ۱۴
- مرآه الحق تالیف حاج محمد جعفر کبودرآهنگی مجذوبعلیشاه اول / دکتر حامد ناجی اصفهانی / ۱۵
- طریقه ابومدین تالیف وینسنت ج. کرنل / حبیب الله پاک گوهر / ۱۶
- تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده تالیف حاج ملا سلطانمحمد گنابادی سلطانعلیشاه / دکتر عادل نادرعلی ؛ مترجم حسینعلی کاشانی بیدختی / ۱۷
- ذوالفقار در حرمت کشیدن تریاک تالیف حاج ملا علی نورعلیشاه گنابادی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۸
- قلب فلسفه اسلامی : جستجوی خودشناسی در آموزه های افضل الدین کاشانی تالیف ویلیام چیتیک / دکتر محمد لگنهاوزن ؛ مترجم مصطفی شهرآیینی / ۱۸
- مقایسه انسان فرهمند در شاهنامه با ولی در مثنوی تالیف معصومه امین دهقان / عرفان ایران / ۲۰
- علی ابن ابی طالب امام العارفین او البرهان الجلی فی تحقیق النتساب الصوفیه الی علی تالیف احمد بن محمد بن الصدیق الغماری الحسنی / محمد امین شاهجویی / ۲۰
- نخبه العرفان من آیات القرآن و تفسیرها تالیف استاد هادی حائری / عرفان ایران / ۲۱
- من و رومی : زندگینامه خودنوشت شمس ترجمه و تعلیق ویلیام چیتیک / شهلا اسلامی / ۲۱
- مجموعه عرفان در زمانه و زندگی ما تالیف حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / عرفان ایران / ۲۲
- مجموعه مقالات شاه نعمت الله ولی گردآوری و تدوین دکتر شهرام پازوکی / عرفان ایران / ۲۲
- داستان ها و پیام های مثنوی تالیف دکتر حشمت الله ریاضی / عرفان ایران / ۲۲
- کیمیا و عرفان در سرزمین اسلام نوشته پیر لوری / رضا کوهکن ، زینب پودینه آقایی / ۲۲
- گزیده اشعار شاه نعمت الله ولی / مقدمه و گزینش ابوالحسن پروین پریشان زاده / ۲۳
- در تقاطع راه های طریقت : فخرالدین عراقی تالیف او پییرونک / مرسده همدانی / ۲۳
- قلندریه تالیف احمد یاشار اجاق / اسری دوغان / ۲۳
- برضد عالم مدرن : سنت گرایی و تاریخ عقل باطنی در قرن بیستم نوشته مارک سجویک / جعفر فلاحی / ۲۴
- تصوف و طریقت های عثمانی با تکیه بر متون تالیف مصطفی قارا / اسری دوغان / ۲۴
- مسیحیت گمشده نوشته جاکوب نیدلمن / طاهره توکلی / ۲۵ و ۲۶
- راه هایی به سوی قلب : تصوف و شرق مسیحی نوشته جیمز کاستینجر / ۲۵ و ۲۶
- نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم تالیف حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه / عرفان ایران / ۲۷ و ۲۸
- معروف الکرخی تالیف شیخ قاسم طهرانی / عبدالحمید مرادی / ۲۷ و ۲۸
- اقتدا به محمد تالیف کارل ارنست / دکتر شمس الملوک مصطفوی / ۲۷ و ۲۸
- مقالات هانری کربن گردآوری و تدوین محمد امین شاهجویی / عرفان ایران / ۲۷ و ۲۸


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - یادنامه ها

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


یادنامه ها


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- مختصری در شرح احوال و آثار مرحوم شیخ محمد تقی مظفرعلیشاه کرمانی به انضمام مراسلاتی از وی / محمود رضا اسفندیاری / ۴
- اسوه حسنه : گوشه ای از شوون اخلاقی و اجتماعی مرحوم حاج شیخ محمد حسن بیچاره بیدختی صالحعلیشاه / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۶ و ۵
- شرح احوال و آثار شیخ اسدالله ایزدگشسب درویش ناصرعلی / عبدالباقی ایزدگشسب / ۶ و ۵
- چند خاطره از پروفسور پیاتیه / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۰
- شرح احوال مرحوم حاج شیخ عبدالله حائری رحمتعلیشاه / عرفان ایران / ۱۱
- به یاد ریاضی دان سالک : استاد فقید ابوالقاسم قربانی / عرفان ایران / ۱۱
- مرحوم حاج محمد کاظم اصفهانی سعادتعلیشاه / عرفان ایران ۱۲
- مختصری از شرح احوال مرحوم حاج علی تابنده محبوبعلیشاه / عرفان ایران / ۱۴
- خلف صالح : شرح حال مختصر مرحوم حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۶
- شرح احوال و افکار و آثار مرحوم حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه / عرفان ایران / ۱۶
- به یاد استاد هادی حائری / عرفان ایران / ۱۸
- فرزند عرفان و فرزندزاده عشق : میرزا هادی خان حائری / منوچهر صدوقی ( سها ) / ۱۸
- طریقه طریقتی رضاقلی خان هدایت / محمد ابراهیم ایرج پور / ۲۱


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - مقالات

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار


مقالات


- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :
- ملاحظاتی در معنای بیعت / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱
- با دردکشان هر که درافتاد ورافتاد : شهادت مشتاقعلیشاه کرمانی و عواقب آن / دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی / ۱ و ۲ و ۳
- پرواز در بعد عمودی / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱
- شالوده های جامعه شناختی و انسان شناختی در مکتب شیعی - عرفانی نعمت اللهی سلطانعلیشاهی ( نمونه : حاج سلطانحسین تابنده رضاعلیشاه ) / دکتر ح. ا. تنهایی / ۱
- سفر حج و عید قربان / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲
- نظری بر احوال و افکار خواجه یوسف همدانی / علیرضا ذکاوتی قراگزلو / ۲
- قوس حیات رسول اکرم / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۲ و ۴
- تصوف عاشقانه روزبهان بقلی / دکتر شهرام پازوکی / ۲
- سیری در حالات رهروان طریقت / دکتر محمد رضا نعمتی / ۲
- ایران فرهنگی - ایران سیاسی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۳
- پلورالیسم دینی و سنت : نقد و بررسی مصاحبه دکتر نصر و جان هیک / دکتر محمد لگنهاوزن ؛ مترجم نرجس جواندل / ۳
- انشعاب و تشعب در سلاسل تصوف : مروری در آثار تاریخی صوفیانه استاد زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۳
- روش تحقیق در حوزه های انسان شناسی عرفانی ( نمونه : مرحوم حاج میرزا زین العابدین شیروانی مستعلیشاه ) / دکتر ح. ا. تنهایی / ۳
- جستجو در احوال جناب نورعلیشاه اصفهانی و ارتباط علامه سید بحرالعلوم با وی / محمود رضا اسفندیاری / ۳
- نظریه تشکیک در وجود : در حکمت ایران باستان و فلسفه اسلامی / اکبر ثبوت / ۴ و ۶ و ۵
- سیری در تصوف و حالات و مقامات شیخ ابوالحسن خرقانی / پرویز حقیقت / ۶ و ۵
- تشیع و تصوف و عرفان / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۷
- تشیع و تصوف / دکتر سید حسین نصر ؛ مترجم دکتر غلامرضا اعوانی / ۷
- اعتقادات مذهبی مولانا جلال الدین بلخی : بحثی در تشیع یا تسنن مولوی / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۷
- نظریه شیخ حیدر آملی در منزلت تصوف و صوفی / دکتر ح. ا. تنهایی / ۷
- جامع الاسرار سید حیدر آملی : جامع تصوف و تشیع / دکتر شهرام پازوکی / ۷
- مولود کعبه / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۸
- فردوسی طوسی در آیینه شاهنامه / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۸
- نشر متون صوفیانه مفید است یا خیر ؟ / دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی / ۸
- حدیثی در ذکر خرقه صوفیه / دکتر شهرام پازوکی / ۸
- در مسلخ عشق : غزا و جهاد نزد صوفیه / علیرضا ذکاوتی قراگزلو / ۸
- عاشورای حسینی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۹
- ماجرای دو نامه / دکتر سید جعفر شهیدی / ۹
- تاملی در پیوند فکری مولوی و ابن عربی / دکتر سید حسن امین / ۹ و ۱۰
- سیر آفاق و انفس / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۹
- خدای ابن عربی ، خدای اکهارت : خدای فلاسفه یا خدای دین / دکتر قاسم کاکایی / ۹
- آیا ایمان جز عشق و محبت است ؟ / دکتر حشمت الله ریاضی / ۹
- اهمیت آثار فلسفی فارسی در سنت فلسفه اسلامی / دکتر سید حسین نصر ؛ مترجم سعید دهقانی / ۹
- نماز وسطی و شرح نظر حضرت شاه نعمت الله ولی / دکتر ح. ا. تنهایی / ۱۰
- اسرار عبادات از نظر حکیم سبزواری / علیرضا ذکاوتی قراگزلو / ۱۰
- تاثیر شیخ نجم الدین کبری بر عرفان و عارفان شیعی / محمود رضا اسفندیاری / ۱۰
- مقدمه در باب تصوف و عرفان / دکتر نعمت الله تابنده / ۱۰
- خاطره ای از میرزا شکرالله مستوفی درباره قطبیت مرحوم سعادتعلیشاه / محمد حسین آذری / ۱۰
- ادوار وحی در مکه / رژی بلاشر ؛ مترجم سید مصطفی آزمایش / ۱۰
- عید سعید فطر / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۱
- مولوی بلخی و هندوستان : تاثیر صوفیان ایرانی در اشاعه عرفان اسلامی و ادب فارسی در هند / دکتر حشمت الله ریاضی / ۱۱
- وزن عروضی و وزن هجایی در موسیقی سماعی / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱۱
- پیش داوری هایی درباره تشیع / هانری کربن ؛ مترجم مرسده همدانی / ۱۱
- ملاقات حاج شیخ عبدالله حائری و رضاشاه / عبدالحسین اورنگ / ۱۱
- لایحه لیله هفدهم شهر ربیع الثانی ۱۳۳۲ / حاج شیخ عبدالله حائری / ۱۱
- لایحه متمم شب هفدهم ربیع الثانی / حاج شیخ عبدالله حائری / ۱۱
- لایحه دوم / حاج شیخ عبدالله حائری / ۱۱
- جمع عید و عزا / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۲
- شاه نعمت الله ولی کرمانی : شاعر عارف / دکتر یانیس اشوتس / ۱۲
- جستاری پیرامون اسم اعظم در عرفان اسلامی / دکتر حسن ابراهیمی / ۱۲
- جنبه های شریعتی و طریقتی دستورات قرآن / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۳
- وسعت مشرب و اعتدال مذهب شاه سید نعمت الله ولی / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱۳
- شیخ فخرالدین عراقی / دکتر سهراب علوی نیا / ۱۳
- مبانی فکری بنیادگرایی و حوادث ۱۱ سپتامبر / دکتر شهرام پازوکی / ۱۳
- خواب و تعبیر خواب / دکتر سید حسن امین / ۱۳ و ۱۴ و ۱۵
- تاریخچه ورود مفهوم تصوف به غرب / کارل ارنست ؛ مترجم معصومه امین دهقان / ۱۳
- رویت ماه / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۴
- عید رمضان / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۴
- وحدت در کثرت و کثرت در وحدت : از وحدت وجود تاگلوبالیزاسیون / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱۴
- چرا سنت گرانیسم ؟ / دکتر محمد لگنهاوزن ؛ مترجم منصور نصیری / ۱۴
- نکات و تذکرات فقری / حاج علی تابنده محبوبعلیشاه / ۱۴
- عشق و شهادت / حاج علی تابنده محبوبعلیشاه / ۱۴
- حضرت سید نورالدین شاه نعمت الله ولی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۵
- تاملی در برخی ابیات حافظ و قرائت آن / ابوالحسن پریشان زاده / ۱۵
- مکتوبی از مولانا در اعتقاد وی به خاندان ولایت / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱۵
- قلندری در دیوان عطار / دکتر یانیس اشوتس / ۱۶
- صلح و مراتب آن در تصوف / دکتر محمد رضا ریخته گران ؛ مترجم سید مصطفی شهرآیینی / ۱۶
- مقایسه انسان فرهمند در شاهنامه با ولی در مثنوی / معصومه امین دهقان / ۱۶
- صوفیه نخستین و تشیع / علیرضا ذکاوتی قراگزلو / ۱۶
- مولوی در تنگنای ادبیات / محمد ابراهیم ایرج پور / ۱۶
- عید مبعث / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۷
- تصوف علوی : گفتاری در باب انتساب سلاسل صوفیه به حضرت علی (ع) / دکتر شهرام پازوکی / ۱۷
- تاملی در باب معنای روحانی کار / سید حسن آذرکار / ۱۷
- کرامات اولیا در آثار مولانا / محمد ابراهیم ایرج پور / ۱۷
- یادی دیگر از حضرت سید نورالدین شاه نعمت الله ولی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۸
- شعر عارفانه محض و شعر رندانه و عاشقانه در شاه نعمت الله ولی / دکتر نصرالله پورجوادی / ۱۸
- این دهان بستی دهانی باز شد : لطایف عرفانی ماه مبارک رمضان / دکتر محمد رضا ریخته گران / ۱۸
- قدریه مسیحی / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۱۸
- برداشت های سنت گرا ، تجددگرا و بنیادگرا از اسلام معاصر / دکتر سید حسین نصر ؛ مترجم مصطفی شهرآیینی / ۱۸
- برده داری در اسلام / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۱۹
- حرم شاه ولی چگونه اداره می شده است ؟ / دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی / ۱۹
- ارتباط تشیع ، تصوف و ایران نزد هانری کربن / دکتر شهرام پازوکی / ۱۹
- بررسی مواردی از آداب صوفیه از نظر فقهی / علی آقانوری / ۱۹
- معرفی دیدگاه و آثار کربن در زمینه کیمیای دوره اسلامی / رضا کوهکن / ۱۹
- فلسفه عرفانی در اسلام / دکتر سید حسین نصر ؛ مترجم داوود آتشگاهی / ۱۹
- نکاتی درباره حسن بصری / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲۰
- ارادت حسن بصری به حضرت علی (ع) / حاج محمد جعفر کبودرآهنگی مجذوبعلیشاه اول / ۲۰
- تحقیق در احوال حسن بصری / استاد محمود شهابی / ۲۰
- ولایت معنوی در مثنوی مولوی / دکتر شهرام پازوکی / ۲۰
- رند و رندی در آثار شاه نعمت الله ولی / دکتر یانیس اشوتس ؛ مترجم معصومه امین دهقان / ۲۰
- شاه نعمت الله ولی در سرزمین ابن عربی / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲۱
- معنای آسمان و زمین در بیان السعاده / دکتر تقی بدخشان / ۲۱
- شادمانی دل ، طرب روحانی در مثنوی / دکتر حشمت الله ریاضی / ۲۱
- معنای « پیر » و نسبت آن با فکر و ذکر / ابوالحسن پروین پریشان زاده / ۲۱
- روش اسلام شناسی آنه ماری شیمل / دکتر شهرام پازوکی / ۲۱
- صلح ادیان / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲۲
- بحران تعریف در عرفان معاصر / دکتر محمد یوسف نیری / ۲۲
- عدول خواجه طوسی در علم حق از قول مشائیه به قول اشراقیه در شرح الاشارات / منوچهر صدوقی سها / ۲۲
- حکمت اشراقی ، هم اندیشی ادیان و معنویت عصر جدید / محمد کریمی زنجانی اصل / ۲۲
- علم و معرفت : ابزار و کارکرد اجتماعی آن / دکتر ح. ا. تنهایی / ۲۲
- حضرت مریم (س) و حضرت فاطمه (س) در روایات کاتولیکی و شیعی / کریس کلوسی ؛ ترجمه فرشته سخایی / ۲۲
- خطاب دائمی قرآن : لاتمم مکارم الاخلاق / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲۳
- دو روی هستی در عرفان و تمثیل غار افلاطون / دکتر سعید بینای مطلق / ۲۳
- پرسش از نسبت تصوف و مدرنیته / دکتر علی اصغر مصلح / ۲۳
- حضرت آدم و خلافت او در اندیشه ابن عربی / دکتر حامد ناجی اصفهانی / ۲۳
- سهروردی در هند ( بخش اول ) / اکبر ثبوت / ۲۳
- زبان کیمیایی جابر بن حیان / رضا کوهکن / ۲۳
- نمونه هایی از رفتار صوفیان با مخلوقات / دکتر حشمت الله ریاضی / ۲۳
- شرق شناسی و فلسفه اسلامی / ابی نورالدین ؛ ترجمه محمود زارعی بلشتی / ۲۳
- پیام به چهارمین همایش شاه نعمت الله ولی در بلغارستان / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲۴
- قوالی و طرائق تصوف / دکتر سید مصطفی آزمایش / ۲۴
- سهروردی در هند ( بخش دوم ) / اکبر ثبوت / ۲۴
- احوال و آثار شیخ عبدالله یافعی / فاطمه غلام نژاد ، فرشته سخایی / ۲۴
- تصوف و تشیع ، از ایران تا بالکان / نونا گراماتیکوا ؛ تلخیص و برگردان سید امیر حسین اصغری / ۲۴
- میلاد حضرت عیسی (ع) / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲۵ و ۲۶
- مکاتبات عرفانی درباره حضرت مسیح (ع) و مسیحیت : نامه ها و مذاکره جناب صالحعلیشاه / ۲۵ و ۲۶
- دیدار یک عارف مسلمان از واتیکان : دعوت به کلمه توحید / حاج علی تابنده محبوبعلیشاه / ۲۵ و ۲۶
- تصوف اسلامی از منظر یک میسیونر مسیحی / حسن نورائی بیدخت / ۲۵ و ۲۶
- جوابیه یک عارف فقیه به ردیه یک مبلغ مسیحی : گزارشی از رساله رد پادری نوشته جناب حسینعلیشاه اصفهانی / محمود رضا اسفندیاری / ۲۵ و ۲۶
- ابوحامد غزالی و مسیحیت / دکتر سعید بینای مطلق / ۲۵ و ۲۶
- معانی عرفانی انجیل / عبدالکریم جیلی ؛ ترجمه شهرام پازوکی / ۲۵ و ۲۶
- عیسی (ع) در قرآن و تفاسیر صوفیه / نیل رابینسون ؛ ترجمه فاطمه شاه حسینی / ۲۵ و ۲۶
- نگاهی به زندگی و عرفان قدیسه ترزا / بخش علی قنبری / ۲۵ و ۲۶
- عرفان : اتفاق و اتحاد / حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه / ۲۷ و ۲۸
- استاد شعرائی [ شعرانی ] و عرفان و تصوف / اکبر ثبوت / ۲۷ و ۲۸
- پیدایش سیر معنوی و عرفان / علامه سید محمد حسین طباطبایی / ۲۷ و ۲۸
- افرادی از فقهای اسلام که به علم حکمت پرداخته اند / آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی / ۲۷ و ۲۸
- کتابشناسی جناب سلطانعلیشاه گنابادی / سید محمد حسین خبره فرشچی / ۲۷ و ۲۸
- تشیع و ایران / هانری کربن / ۲۷ و ۲۸
- اهمیت معنوی پیدایش و گسترش سلسله های صوفیه / دکتر سید حسین نصر / ۲۷ و ۲۸


برچسب‌ها:

فهرست مقالات عرفان ایران - سرمقاله

فهرست مقالات مجموعه عرفان ایران
به ترتیب انتشار



سرمقاله



- عدد نشانگر شماره فصلنامه است :

- جای خالی عرفان / ۱
- خویش را بشناس ، نه از راه قیاس / ۲
- دین / ۳
- استطاعت حج / ۴
- گزارش یک سال / ۶ و ۵
- فناپیمایی / ۷
- گفتگویی با خوانندگان / ۸
- یادبود دانشمند روش ضمیر پروفسور پیاتیه / ۱۰
- یاد عارفان / ۱۱
- هجده شماره عرفان ایران / ۱۹
- به مناسبت برگزاری دو کنگره عرفانی / ۲۰


برچسب‌ها:

سه‌شنبه

معرفی منابع : نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم / تابنده ، سلطانحسین ، ۱۲۹۳ - ۱۳۷۱

کتاب نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم ، از تالیفات جناب حاج سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه و در شرح زندگی و شخصیت و آثار عالم و حکیم و عارف بزرگ سده چهاردهم هجری ، جناب ملا سلطانحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه ، قطب سی و چهارم سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاه گنابادی است .
در معرفی این کتاب دو مقدمه از جناب حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه و مولف محترم به علاوه فهرست کاملی از محتوای کتاب در زیر آورده شده است
.


مقدمه حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه بر چاپ سوم کتاب ( با اندکی تلخیص )

... کتاب مذکور به لحاظ موضوع آن که شرح حال نابغه بزرگوار علم و عرفان در قرن چهاردهم هجری است و هم مطالب مندرج در آن که حاوی نکات ارزشمند علمی و معنوی است و نیز از جهت نویسنده کتاب که شخصیتی از همان طریقه و مکتب و در همان حدود و مقامات بوده ، مهم است .
این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۳۳ شمسی منتشر گردید و چاپ دوم آن در سال ۱۳۵۰ شمسی نسبت به چاپ قبل دارای اصلاحات و ملحقاتی بود
. ... چاپ سوم این کتاب عینا از روی نسخه چاپ دوم و با اصلاح اغلاط مطبعی آن و با مدنظر قرار دادن چاپ اول کتاب و مقایسه با آن و اعمال یادداشت هایی که مولف محترم در نسخه چاپ دوم متعلق به خود مرقوم فرموده بودند ، انجام شد .
مولف محترم در کتاب دیگر خویش نیز تمامی اصول و جوانب بی طرفی را رعایت فرموده اند مثلا در کتاب
« تاریخ و جغرافیای گناباد » که از جمله مصنفات محققانه ایشان می باشد و اخیرا چاپ سوم آن منتشر گردید بنا به نظر اهل فن جامع ترین و دقیق ترین کتابی است که تا کنون در خصوص تاریخ و جغرافیای گناباد به رشته تحریر درآمده است ... ارزش کتاب « تاریخ و جغرافیای گناباد » زمانی مشخص می شود که با تالیفات سایر افراد در همین موضوع مقایسه شود ، علی الخصوص که نویسنده برخی از آنها ، با عناوین استاد دانشگاه و امثالهم معرفی شده اند . این نویسندگان بنا به قول یکی از صاحب نظرانی که نقدی بر تالیفات آنان نوشته بود ، گویی می خواهند نام حضرت سلطانعلیشاه و نام بیدخت را ، هم از تاریخ و هم از جغرافیای گناباد حذف کنند . اما جناب آقای سلطانحسین تابنده در کتاب مذکور در فصل مربوط به معاریف و مشاهیر گناباد نه تنها از ذکر نام مخالفین طریقه معنوی خویش و جدشان خودداری ننموده بلکه بدون هیچ گونه غرض ورزی و در کمال بی طرفی علمی ، نام آنها را بیان کرده بلکه به تفصیل توضیحاتی راجع به آنان مرقوم فرموده اند به گونه ای که اگر در خاتمه نام هر یک ذکر نمی فرمودند که این شخص مخالف با عرفان و تصوف بوده است خواننده ، پی به تضاد اعتقادی مولف با آنان نمی برد .
مولف محترم حتی در مقدمه کتاب
« نابغه علم و عرفان » می نویسند : « ... و چون جنبه تاریخی دارد احساسات مذهبی را حتی الامکان کنار گذاشته و با نظر بی طرفی که برای تاریخ نویسی لازم است انجام می دهم و تصمیم گرفتم که از هر کس آنچه شنیده ام یا در کتابی دیده ام به نام خود گوینده یا کتاب نقل کنم مگر آنچه مورد اختلاف نباشد ... » . (۱)
اما کتبی که بعدا در مورد تاریخ و جغرافیای گناباد نوشته شده با اینکه عمدتا منبع و ماخذ اصلی آنها ، کتاب
« تاریخ و جغرافیای گناباد » تالیف جناب آقای حاج سلطانحسین تابنده بوده به اعتبار اینکه : اناس من خوف الذل فی الذل ، از بیم از دست دادن برخی موقعیت های محلی ، حاضر به کتمان حقیقت شده اند که چه بسا این امر موجب ذلت و ضلالت مولفان آنها شده است .
در صورتی که در کتب تراجم و تذکره ها و دایره المعارف ها و فرهنگ های عمومی که پس از زمان مرحوم آقای سلطانعلیشاه راجع به موضوعات عرفان و تصوف یا گناباد و یا رجال و معاریف قرن چهاردهم تالیف شده است ، نام ایشان و بیدخت که موطنشان بوده ذکر گردیده
(۲) و تنها در کتب برخی از متاخرین ، به این مساله توجهی نشده که خود این موضوع ، محل تامل است . و این امر درحالی است که همه اقوام و ملل برای نشان دادن غنای فرهنگی تاریخی خویش ، حتی بزرگانی را که با ملل و اقوام دیگر نسبت بیشتری داشته اند به خود انتساب داده مصادره به مطلوب کرده اند . چنانکه مثلا بوعلی سینا را تاجیک معرفی نموده یا مولوی را رومی می نامند . اما مولفین مذکور ، جناب آقای سلطانعلیشاه را که از ابتدا تا انتهای عمر در گناباد زیست و منشا تحولات عظیمی بوده و به حق از مفاخر این مرز و بوم است به عنوان شخصیتی عرفانی و علمی و مذهبی نمی شناسند و حتی به تعمد نام ایشان را از آثار تالیفی خود راجع به گناباد حذف می نمایند ، در مواردی هم برخی مولفین با ظاهر و لباس بی طرفی انتقادات نامربوط و انتسابات ناروایی را به ایشان و طریقه معنویشان نسبت داده اند (۳) که البته محققین در مسائل عرفانی با ادله محکم و قاطع این انتسابات و اقوال ناروا را مخدوش دانسته و رد کرده اند . ...


مقدمه مولف محترم بر چاپ اول کتاب ( با اندکی تلخیص ) (۴)

... وجود دانشمندان و بزرگان در هر ملت و جامعه موجب افتخار بوده و اختران فروزان وجود آنان روشنی بخش محیط تاریک آن جامعه می گردد . تاریخ هر ملتی که به این قبیل دانشمندان زیب و زینت یافته و سوابق درخشان آنان را در صفحات خود به یادگار گذاشته ، درخشان ترین تواریخ جهان محسوب می گردد . این را هم نباید از نظر دور داشت که وجود سیاستمداران بزرگ و فرمانروایان دادگستر نیز علاوه بر اینکه پراکندگی یک ملت را به جمعیت تبدیل نموده و افراد را نسبت به یکدیگر خوش بین و متحد می کند و در ترقی و تعالی آن ملت می کوشد ، در افتخارات آن ملت سهم به سزایی دارد ؛ ولی درجه ترقی فکری و روحی جامعه بسته به وجود دانشمندان است و زیادی و کمی این دسته را باید میزان ترقی و تکامل فکری یا تنزل و انحطاط آن دانست . مثلا اگر بخواهیم درجه تمدن و تکامل روحی ملتی را با ملت دیگر مقایسه کنیم باید عده دانشمندان آن را بسنجیم و هر کدام که افزونی داشتند او را برتری دهیم . همچنین اگر تمدن یک ملت را در زمان های مختلف و قرون متفاوت بخواهیم قیاس کنیم باید به عده دانشمندان هر دوره نظری افکنیم تا سطح رشد فکری و نمود آن را دریابیم .
از این رو ملت یونان در تمدن کنونی که تمام جهان را فراگرفته دارای افتخارات زیادی می باشد ؛ زیرا پایه ترقیات امروز همان علومی است که توسط دانشمندان یونان کشف شده یا بسط و توسعه یافته است و امروزه شهر آتن نزد تمام ملل متمدن ، مقدس و محترم است ؛ زیرا مهد دانش و مرکز فلاسفه و بزرگان بوده و در دایره علم و تمدن امروزی حکم نقطه مرکزی را دارد
. هرچند بعضی برآنند که تمدن اوستایی ایران ، پیش از تمدن یونان پیدا شده و حتی فیثاغورث فیلسوف بزرگوار یونان که تقریبا شش قرن پیش از میلاد می زیسته برای فراگرفتن دانش به ایران و دیگر کشورهای خاور مسافرت نموده و اساس تحصیلات او نزد دانشمندان دین زردشت بوده و از دانش ایرانیان و پیروان دیانت زردشت بهره مند گردیده ، لیکن چون تحولات علوم و تکامل سریع آنها از هنگام ظهور دانشمندان یونان آغاز گردیده ، از این رو تمدن کنونی را رهین منت دانشمندان آن سرزمین می دانند .
ولی ملت ایران هم به سهم خود افتخارات زیادی دارد و به وجود دانشمندان بزرگی که پیش از اسلام و یا پس از آن از میان افراد آن ظهور نموده اند می بالد ، بلکه همه ملل متمدن کنونی نسبت به آنان سر تواضع و فروتنی فرود می آورند
. کشور ایران از هنگامی که تاریخ نظر دارد دانشمندان بزرگی داشته و هیچ وقت از وجود آنان بی بهره نبوده است . اگر کتب مقدسه ایرانیان و دستورات و گفته های شت زردشت را دقت کنیم پی می بریم که پر از مطالب علمی و فلسفی و اخلاقی است و کمتر بزرگی نظیر آنها را گفته است .
آیین اسلام ظهور کرد و پس از تسلط بر جزیره العرب برق آسا به سوی ایران توجه نمود
. سپس کشور مصر و قسمت مهم روم قدیم و ممالک آفریقا و بسیاری از ملل دیگر را تحت نفوذ و سلطه خود درآورد و تمدن اسلامی را در متصرفات خود برقرار نمود و روحیه این ملل مختلف پس از گذشتن یک یا دو قرن برپایه اسلام استوار و علومی هم که در این جامعه بزرگ وارد می شد صورت دیانت و لباس اسلامیت می پوشید .
در میان این ملل مختلف که همه دارای تمدن اسلامی شده بودند کدام یک از آنان بیشتر در ترقی این علوم کوشیدند و گوی افتخار را ربودند ؟ به طور قطع می توانیم بگوییم این افتخار نصیب ملت بزرگ ایران شده و بیشتر دانشمندان علوم مختلفه اسلامی از میان این ملت ظهور نمودند و قریب صدی پنجاه از دانشمندان اسلامی ، ایرانی و نصف هم از ملل دیگر بودند
. ... خوب است برای ثبوت این مطلب نگاهی به تاریخ پرافتخار ایران و اسلام نماییم تا به خوبی پی ببریم که ترقی علومی که در اسلام پیدا شده بیشتر به واسطه ایرانیان شده و کشور ایران مهد علم و عرفان بوده است . ...
از این رو شایسته است که ملت ایران به وجود این قبیل بزرگان افتخار نموده و نام آنان را که از افتخارات ملی محسوب است با احترام ببرد و نگذارد که از بین برود و برای اینکه حس احترام نسبت به آنان در دماغ افراد ایجاد شود لازم است که هرکسی به قدر امکان از حالات آنها آگاه باشد
.
یکی از بزرگانی که در قرن اخیر در ایران ظهور نموده و در زمان خود شهرت زیادی پیدا کرده جناب حاج ملا سلطانمحمد گنابادی است که از علما و حکما و عرفای بزرگ زمان خود بوده و در راس سلسله صوفیه نعمه اللهیه قرار داشته است
. این شخص با آنکه به واسطه تصوف مورد طعن علمای ظاهر زمان خود بوده ، در فضل و دانش نزد همه مسلم و دوست و دشمن به کمالات علمی او اعتراف داشتند و نام او در بیشتر کشورهای اسلامی مشهور شده و می توانیم بگوییم در زمان خود کم نظیر بلکه بی مانند بوده است .
از این رو بسیاری از دوستان از چند سال پیش این بنده را تشویق می نمودند که شرح زندگانی و حالات آنجناب را بطور تفصیل بنویسم
... [و] استدلال می کردند که اگر اکنون حالات ایشان نوشته نشود چون کسانی که درک محضر ایشان نموده اند به تدریج از دنیا رخت برمی بندند ، جزئیات حالات یا کلماتی که از آنجناب در خاطر دارند بکلی محو شده و همچون گنجی در زیر خاک پنهان [می گردد] .
...
و چون جنبه تاریخی دارد احساسات مذهبی را حتی الامکان کنار گذاشته و با نظر بی طرفی که برای تاریخ نویسی لازم است انجام می دهم و تصمیم گرفتم که از هر کس آنچه شنیده ام یا در کتابی دیده ام به نام خود گوینده یا کتاب نقل کنم مگر آنچه مورد اختلاف نباشد ... [و] آنچه تا کنون از آن آگاه شده ام در این مجموعه می نویسم ... .


فهرست کامل مطالب کتاب به شرح زیر است :

- یادداشت ناشر چاپ سوم
-
مقدمه چاپ سوم / حاج دکتر نورعلی تابنده
-
مقدمه چاپ دوم
-
دیباچه
-
مقدمه چاپ اول

۱. بدو حالات جناب حاج ملا سلطانمحمد تا زمان طلب :
گناباد ؛ طایفه بیچاره ؛ حاج قاسمعلی و فرزندانش ؛ تولد جناب حاج ملا سلطانمحمد ؛ ایام کودکی ؛ ایام تحصیل ؛ مراجعت از عتبات
۲
. مقدمات طلب تا زمان ورود به رشته فقر :
حاجی ملا هادی سبزواری ؛ سعادتعلیشاه اصفهانی ؛ رحلت حاج میرزا زین العابدین و جانشینی حاج آقا محمد کاظم ؛ رحلت جناب سعادتعلیشاه ؛ بعض کلمات آقای سعادتعلیشاه ؛ کرامات ؛ انصراف حاج ملا سلطانمحمد از حکمت ؛ مذاکره با دو نفر از رفقای طلاب ؛ مسافرت آقای سعادتعلیشاه به مشهد ؛ ملاقات طلاب با آقای سعادتعلیشاه ؛ سوال جناب حاج ملا سلطانمحمد ؛ مراجعت جناب حاج ملا سلطانمحمد به گناباد ؛ مسافرت به اصفهان ؛ وقایع بین راه ؛ ورود به اصفهان
۳
. اجازه یافتن جناب حاج ملا سلطانمحمد :
تصوف چیست ؟ ؛ منشا تصوف ؛ لزوم راهنما ؛ سیر و سلوک و کشف و شهود جناب حاج ملا سلطانمحمد ؛ اجازه یافتن ؛ عین فرمان ؛ سلسله اقطاب و اولیا ؛ وجه تسمیه سلسله به رضویه ؛ خلفای جناب حاج ملا سلطانمحمد ؛ القاب طریقتی

۴. خلافت جناب حاج ملا سطانمحمد سلطانعلیشاه :
پس از اجازه ؛ رحلت جناب سعادتعلیشاه ؛ توجه وافدین به گناباد ؛ فوت حاج ابوالحسن نوغابی ؛ فوت جناب آقا میرزا عبدالحسین ؛ قتل اسکندرخان ؛ سفر مکه ؛ مراجعت از حج ؛ مراجعت به ایران ؛ مسموم شدن
۵
. از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۷ قمری :
تعیین مشایخ ؛ حاج ملا علی و مسافرت طولانی او ؛ سیاحت و تحقیق مذاهب ؛ مراجعت به گناباد ؛ ازدواج ؛ ریاضت و اجازه یافتن ؛ صورت فرمان ؛ مسافرت جناب حاج ملا علی ؛ واقعه کاشان ؛ قتل ناصرالدین شاه ؛ چند بار مسموم شد ؛ شهرت شهادت ؛ ظلم مامورین دولت در گناباد
۶
. مقدمات و اسباب شهادت جناب حاج ملا سلطانمحمد سلطانعلیشاه :
انقلاب مشروطیت ؛ کینه اعیان گناباد به آنجناب ؛ ملا حسین قوژدی ؛ فرار حاج ابوتراب به تهران ؛ شدت کینه حاج ابوتراب با حاج محمد حسین ؛ ایالت نیرالدوله ؛ شکایت حاج محمد حسین از حاج ابوتراب ؛ دشمنان بیدخت
۷
. شهادت جناب سلطانعلیشاه :
اخبار آنجناب به قتل خود ؛ آگاهی ارواح از وقایع ؛ شب شهادت و روش آنجناب در سحرها ؛ همدستان حاج ابوتراب ؛ کیفیت شهادت آنجناب ؛ وقایع پس از قتل ؛ تلگرافات راجع به رحلت آنجناب
۸
. شمایل و اخلاق و کرامات آنجناب :
شمایل آنجناب ؛ اخلاق آنجناب ؛ عبادت و آداب مذهبی ؛ آداب دینی و اجتماعی ؛ مراقبت حال پیروان نسبت به امور دینی ؛ کشف و کرامت ؛ بعضی از کرامات جناب حاج ملا سلطانمحمد
۹
. تالیفات آنجناب :
تالیفات علمی و ادبی ؛ تالیفات عرفانی آنجناب ؛ سعادتنامه ؛ تفسیر بیان السعاده ؛ امتیازات و اختصاصات تفسیر ؛ بعضی نسبت تفسیر به مولف را انکار کرده اند ؛ مجمع السعادات ؛ ولایتنامه ؛ بشاره المومنین ؛ تنبیه النائمین ؛ شرح کلمات باباطاهر ؛ ایضاح
۱۰
. بعضی کلمات آنجناب :
کلمات عرفانی ؛ کلمات اخلاقی ؛ کلمات علمی ؛ کلمات اجتماعی ؛ کلمات اخلاقی مثلی
۱۱
. بعضی از مکاتیب مهمه آنجناب :
نامه تیمورتاش و پاسخ آن ؛ بعضی مرقومات که در باب فرزندشان جناب حاج ملا علی مرقوم گردیده ؛ مرقومات راجع به قائم و غیبت و ظهور و رجعت ؛ بعضی مرقومات که راجع به حالات روحی سائلین نوشته شده ؛ در پاسخ بعض مسائل شرعیه و فرعیه ؛ آنچه در پاسخ بعض سوالات مرقوم گردیده ؛ مرقوماتی که در پاسخ از تشکیات نوشته شده ؛ مرقومات که راجع به واقعه کاشان نوشته شده ؛ آنچه درباره افسردگی برادران دینی مرقوم گردیده ؛ نامه هایی که آمیخته به تشدد است ؛ نامه در باب انقراض قاجاریه ؛ مکتوباتی که در مطالب مختلفه مرقوم شده
۱۲
. فرزندان و بستگان آنجناب :
زوجات آنجناب ؛ فرزندان آنجناب ؛ فرزندان جناب حاج ملا علی ؛ فرزندان جناب آقای صالحعلیشاه ؛ فرزندان آقای حاج میرزا محمد باقر ؛ فرزندان خاتون جان ؛ فرزندان زهرا بیگم ؛ فرزندان گوهرسلطان ؛ برادرزادگان آنجناب ؛ فرزندان حاج ملا محمد صالح
۱۳
. مشایخ و ماذونین از آنجناب :
میرزا محمد صادق نمازی ؛ صورت اجازه اولیه ؛ اجازه ثانویه ؛ حاج ملا محمد جعفر برزکی ؛ اجازه نامه ؛ حاج شیخ عبدالله حائری ؛ صورت اجازه ؛ میرزا علی آقا صدرالعرفا ؛ صورت اجازه
۱۴
. گرویدگان نامی نزد آنجناب :
شیخ محسن سروستانی ؛ حاج شیخ عباسعلی قزوینی ؛ حاج شیخ عمادالدین ؛ میرزا ابوطالب سمنانی ؛ امام جمعه اصطهباناتی ؛ شیخ اسدالله گلپایگانی ؛ شیخ محمد فانی سمنانی ؛ حاج شیخ علیمحمد تهرانی ؛ فقرای گناباد ؛ سادات گناباد ؛ بعض دیگر از فقرای گناباد ؛ فقرای بزرگ اصفهان ؛ فقرای تهران ؛ بعض فقرای کاشان ؛ بعض فقرای مشهد ؛ بعض فقرای شیراز ؛ بعض فقرای یزد ؛ بعض فقرای سایر بلاد ؛ حاج میرزا یوسف حائری
۱۵
. علما و بزرگان مشهور معاصر آنجناب :
شیخ مرتضی انصاری ؛ حاج میرزا محمد حسن شیرازی ؛ آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ؛ حاج میرزا حبیب الله رشتی ؛ سید محمد کاظم یزدی ؛ حاج شیخ زین العابدین مازندرانی ؛ حاج ملا علی کنی ؛ حاج میرزا حسین ؛ حاج میرزا حبیب الله مشهدی ؛ حاج میرزا حسین سبزواری ؛ حاج شیخ محمد تقی اصفهانی ؛ سید محمد باقر چهارسویی اصفهانی ؛ میرزا محمد هاشم چهارسویی ؛ حاج شیخ فضل الله نوری ؛ آقا سید عبدالله بهبهانی ؛ آقای سید محمد طباطبایی ؛ حاج ملا علی سمنانی ؛ آقا محمد رضا قمشه ای ؛ میرزا ابوالحسن جلوه ؛ میرزا شمس الدین حکیم الهی ؛ آقای آقاعلی حکمی زنوزی ؛ شیخ محمد باقر اصطهباناتی ؛ آخوند ملا محمد کاشانی ؛ جهانگیرخان ؛ آقا شیخ محمد خراسانی گنابادی ؛ حاج میرزا محمد رضا همدانی ؛ حاج محمدخان کرمانی رئیس شیخیه ؛ مجدالاشراف ذهبی ؛ استاد غلامرضا شیشه گر ؛ حاج آقا محمد شیرازی ؛ حاج میزا حسن صفی علیشاه ؛ حاج کبیر آقا مراغه ای ؛ شیخ نظرعلی ؛ ادیب پیشاوری
۱۶
. کتبی که نام جناب حاج ملا سلطانمحمد را برده یا شرح حال او را نوشته اند :
رجوم الشیاطین ؛ شهیدیه ؛ طرائق الحقایق ؛ بدایع الآثار ؛ شمس التواریخ ؛ مجله ایرانشهر ؛ آثار العجم ؛ مآثر و الآثار ؛ تاریخ رازی ؛ هشت سال در ایران ؛ منتخب التواریخ ؛ الذریعه الی تصانیف الشیعه ؛ کشف و شهود در عرفان ایران ؛ ریحانه الادب ؛ طبقات اعلام الشیعه ؛ معجم المطبوعات العربیه و المعربه ؛ معجم المولفین ؛ مفسران شیعه
۱۷
. مقبره و اشعاری که در مرثیه یا تاریخ شهادت سروده شده :
ساختمان بقعه ؛ تکمیل در زمان جناب صالحعلیشاه ؛ درهای مقبره ؛ تعمیرات تزیینی بقعه ؛ کتابخانه سلطانی ؛ قنات صالح آباد ؛ موقوفات مزار ؛ سنگ قبر ؛ آنچه روی سنگ قبر نوشته شده ؛ اشعاری که در مرثیه و ماده تاریخ سروده شده ؛ در مرثیه
۱۸
. به کیفر رسیدن کشندگان و اذیت کنندگان :
تاخت و تاز سالارخان ؛ گرفتاری سالارخان ؛ گرفتاری حاج ابوتراب ؛ محمد علی نوغابی معروف به سردار ؛ قوت گرفتن محمد علی و همت دولت بر دفع او ؛ پیوستن محمد علی به نایب حسین کاشانی ؛ حرکت محمد علی برای کینه جویی حاج ابوتراب ؛ آتش زدن خانه حاج ابوتراب و پایان کار او ؛ وقایع پس از قتل حاج ابوتراب ؛ پایان کار بقیه کشندگان
-
تاریخچه بنا و ساختمان بقعه مقدسه
-
تکلمه :
کتابخانه ؛ حسینیه ؛ کارهای داخل بقعه ؛ سنگ مرقد مطهر ؛ جدار خارجی بقعه متبرکه ؛ کتیبه جدار خارجی ؛ فاجعه زلزله ؛ برج ساعت ؛ قسمت شرقی صحن وسط ؛ تعمیر مسجد جامع بیدخت ؛ ساختمان های نوسازی
-
پایان
-
فهرست ها :
آیات شریفه ؛ احادیث ، اخبار ، اشعار و عبارات عربی ؛ اشعار ؛ اشخاص ؛ اماکن ؛ کتب ، رسائل و مجلات


پاورقی ها :‌
(
۱) چاپ سوم ، صص ۴ و ۵
(
۲) همچنین کتبی که راجع به شرح حال مرحوم حاج ملا هادی سبزواری رحمه الله علیه نوشته شده از مرحوم آقای سلطانعلیشاه شهید جزو بهترین شاگردان و ادامه دهندگان مکتب حکمی حاج ملا هادی نام برده اند از جمله آقای غلامحسین رضانژاد ، متخلص به نوشین ، محقق دانشمند و وکیل دادگستری در کتاب خویش موسوم به « حکیم سبزواری ، زندگی ، آثار ، فلسفه » ( سنایی : تهران ، ۱۳۷۱ ) شرح حال مرحوم حاج ملا هادی و شرحی که بر کلمات او می نویسند از مرحوم آقای سلطانعلیشاه با تجلیل و احترام فراوان و به تفصیل ( صص ۹۸ ، ۱۰۵ - ۱۰۷ ) نام برده اند .
(
۳) به عنوان مثال در کتاب « فرهنگ فرق اسلامی » ( دکتر محمد جواد مشکور .-- چاپ دوم ، مشهد : بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی ، ۱۳۷۲ / ص ۳۲۶ ) عقاید و افکار کفرآمیزی را به جناب آقای سعادتعلیشاه مرشد معنوی مرحوم آقای سلطانعلیشاه نسبت داده و جای تعجب است که چرا مولف به جای اینکه خود در خصوص موضوع تحقیق کند به استناد و ترجمه یک مقاله ضعیف علمی از کتاب عربی « دایره المعارف الاسلامیه » که نویسنده عرب زبان آن چنانکه در تعلیقه مقاله خویش می گوید اصولا با مذهب شیعه و مذاهب موجود در ایران مخالف بوده ، اکتفا نموده است . جالب تر اینکه چگونه است مرحوم دکتر مشکور که خود در خانواده اهل عرفان و ارادتمند حضرت سلطانعلیشاه بزرگ شده بود و با دسترسی به آثار آنجناب ، چنین اطلاعات نادرستی منتشر نمود . بی جهت نیست که در یکی از انتقاداتی که بر ایشان شده است ، عنوان گردیده بود که پدر خود شما مرحوم حاج آقا علاءالدین مشکور در این سلک و طریقه وارد و بسیار مرد متقی و با سوادی بوده ، ولی اکنون با این انتسابات و اتهاماتی که شما نوشته اید نفرین پدر را پشت سر خواهید داشت .
(
۴) تاریخ زیر مقدمه تیر ماه ۱۳۲۱ شمسی است .


منبع : نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم / سلطانحسین تابنده گنابادی ( رضاعلیشاه ) .-- تهران : حقیقت ، ۱۳۸۵ / مقدمه ها و فهرست

فهرست مقالات

برچسب‌ها: